سلام

سلام

خوبید یا بهترید؟

یک روز فکر نمیکردم بزرگ که بشم اینقدر سرم شلوغ بشه که نشه اینجا چیزی بنویسم!!

امیدوارم از قالب جدید خوشتون بیاد :)

بای تا های

سلام

سلام

خیلی دلم گرفته! دیروز یکی از دوستام واسه اینکه به قول خودش خوشگلتر بشه

مرد. رفت واسه عمل بینی ودیگه بهوش نیومد!! دوس دارم باز اینجا حرف بزنم واستون مثل قدیم

ولی خیلی درگیر کارو زندگی شدم! شاید دوباره شروع کردم.

بدرووود

برف پا نخورده وجود نداره!!!

برف پا نخورده وجود نداره

 
در حال صعود بر می گردی و نفس نفس زنان به دور و برت نیگا می کنی. به خودت می گی باریک الله به خودم که این همه اومدم بالا، جز من کسی پاش به این بالاها نرسیده: بعد توی برف همیشه چند تا جای پا پیدا می کنی. آره، یه نفر قبل تو اون جا بوده.

 
چه به خدا ایمان بیاری، چه ازش نامید باشی، چه به یه زن اعتقاد پیدا کنی، چه ازش دلسرد شی، چه تمام فلسفه ها رو تهی کنی، چه با دو تا زن هم زمان زندگی کنی، چه خودت رو غرق زندگی دنیوی کنی، چه از این عالم برحذر شی، یا حتی اگر بری دکتر، بهت خبر بده که سرطان معده داری و چهار سال بیشتر دووم نمی آری... همه این حالت ها رو یه فنر قبل تو هم داشته. قبل تو هم یه نفر باور داشته، شک داشته، خندیده، گریه کرده، تو فکر که بوده دستش رو توی دماغش کرده، درست عین تو، همیشه یه نفر قبلا همه این کارا رو کرده.

 
به حال تو فرقی نمی کنه. می دونم. تو دفعه اولته. برای تو همه اینا مث برف پانخورده س. اما برف پانخورده وجود نداره. پی بردن به این مطلب اولش خیلی دردآوره. توی لهستان یه یهودی فقیر زندگی می کرد که از سر بی پولی نمی تونست تحصیل کنه. ولی آتش ریاضیات توی سرش شعله ور بود. اون هر چی رو که دم دستش می رسید، می گرفت می خوند، چند تا کتاب که بیشتر نمی شد! این کتابا رو می خوند و برای خودش فکر می کرد و فکر می کرد. تا اینکه روزی از روزا چیزی رو پیدا کرد: اون یه سیستم کاملا جدید رو در ریاضیات کشف کرد. احساسش بهش می گفت که چیزی رو یافته. اما وقتی پاش رو از شهر کوچکی که توش زندگی می کرد، بیرون گذاشت و کتابای جدیدی رو دید، متوجه شد ه چیزی رو که فکر می کرده خودش کشف کرده یعنی حساب دیفرانسیل، مدت ها پیش کشف شده بوده. اون وقت بود که مرد یهودی مرد. می گن سل گرفت. اما علت واقعی مرگش سل نبود.

 
عجیب تر از همه موقعیه که آدم تنهاس. آدمایی که توی جمع زندگی می کنن همه چیزای بخصوصی رو تجربه می کنن: خیله خب، باور کردیم! اما وقتی آدم مث تو همیشه تنهاس، وقتی آدمی این قدر مدام تو خودش فرو می ره، وقتی آدمی این قدر فکر مردن رو می کنه، این قدر خودشو عقب می کشه و سعی می کنه از اون عقب عقبا جلو رو ببینه، چنین آدمی بایست هم بگه که به اوج رسیده، بایست هم گمان کنه یه جایی قدم گذاشته که تا به حال پای هیچ احدی بهش نرسیده. اما همیشه اون جا جای پاهایی رو می شه دید. همیشه قبلا یه نفر اون جا بوده. همیشه یه نفر یه درجه بیشتر از اون چی که در توان توست، صعود کرده. حتی خیلی بالاتر از تو.

 
این نبایست روحیه ت رو تضعیف کنه. صعود کن، برو بالا و بالاتر. اما بدون که نوکی برای این قله وجود نداره. بدون که برف پانخورده وجود نداره.

 
 

 
کتاب : بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن!

 
نوشته کورت خولسکی

 
مترجم محمد حسین عضدانلو

واسه خنده!!!

آدم ته ديگ ميخوره 
چرا صدا تلويزيون رو ديگه نميشنوه؟ 
با چه نرم افزاري مارو طراحي كردن آخه. 


وقــتـي ازم مــي پـرسي كه خوبـي و من ميگم: اي بد نيستم.. 
يعني بدم ! 
خيلي هم بدم !! 
پس نگو خدا رو شكر ! 


دقت كردين همه مجري هاي صدا و سيما دوست دارن بيشتر در خدمت مهمان برنامه باشن اما وقت برنامه اين اجازه رو بهشون نميده ؟ 


تا حالا دقت كرده بودين تام و جري تمام مدت لخت بودن اما وقتي ميرفتن لب ساحل شورت پاشون مي كردن !؟ 


سالها گذشت و گذشت و گذشت و سانديسها كماكان توليد شدند و توليدكنندگان نوشتند از "اينجا" باز كنيد و مردم همچنان از "آنجا" باز ميكردند! 


همچين ميگن چوب خدا صدا نداره انگار بقيه چوبا اكو به خودشون وصل كردن ترانه هاي درخواستي پخش ميكنن ! 


كلاس اول دبستان بودم.با خوشحالي دست تو نمرم بردم و 9 رو كردم 19 بردمش پيش بابام گفتم 19 شدم جايزه ميخوام..اونم گوشم رو گرفت و گفت حالا برا 91 ای كه گرفتي چي ميخواي....؟!! 


يه بار نزديكي هاي ونك تو يه ترافيك بدجور گير كرده بودم يهو انداختم تو يه كوچه فرعي و گازش رو گرفتم 
ملت هم خيال كردن من بلدم مثل اسب راه افتادن دنبال من! 
يكم اينور اونور پيچيدم آخر خوردم به بن بست خيلي ريلكس ماشين رو تهه كوچه پارك كردم !!! 
رفتم نشستم يجا تا نيم ساعت بعد اون ماشينها داشتن سر و ته ميكردن كه ازكوچه در بيان !!!
اصن یه وضی


يارو اومده تو پيج سهراب سپهري پست گذاشته: 
"آقاي سپهري من عاشق شما و شعراتونم شب ها با شعرهاي شما و چشم خيس به خواب ميروم، چشمهارا بايد شست جور ديگر بايد ديد..." 
حالا تا اينجاش اشكال نداره ، دو روز بعدش كامنت گذاشته زير پست خودش كه: 
..." آقاي سپهري تورو خدااااااااااا جواب مرا بدهيد حتي يك سلام


اين روزا دختر و پسرها از عشق و دوستي هيچ نفعي نميبرند اونايي كه منفعت ميبرند: رستورانها ، كافي شاپ ها ، ايرانسل و همراه اوله 


من نميدونم اين درس خوندن چي داره كه تا ميري دو كلمه درس بخوني حتي خاطرات دوران مهد كودك اونم با وضوح HD يادِ آدم مياد ! 


دانشمندان به يه نتيجه منطقي رسيدن: 
از يه جائي‌ به بعد بحث كردن ديگه فايده ايي نداره،بايد فحش بدي !


 
يكي از شباهتهاي اكثر خانومها اينه كه 
طرز تهيه انواع استيك و ژيگو رو از برنامه آشپزي دنبال مي كنن 
آخرش شام همون كوكو سبزي رو درست ميكنن! 


تلفن مدرسه زنگ زد و مدير گوشي را برداشت. 
مدير: بفرماييد. 
صدا: آقاي مدير، پسرم امروز نمي تواند به مدرسه بيايد. 
مدير: شما كي هستيد؟ 
صدا: من پدرم هستم 


از مرد فرانسوي پرسيدند:
چرا دست زن رو ميبوسي؟
پاسخ داد: چون زن محترم است و نيمه گمشده مرد را تكميل ميكند
مرد آلماني به اين سوال اينگونه پاسخ داد:
زن مقدس است چون ميزايد و ادامه زندگي در اوست
و پاسخ مرد ايراني:
 

بالاخره بايد از يه جايي شروع كنم ديگه !!! 


دوستِ عزيزي كه سعي داري با دهن بسته خميازه بكشي… 
چه كاريه واقعاً ؟ ! جاش سوراخاي دماغت باز مي شه خب 


سال ها براي برابري زنان و مردان تلاش كرديم و بالاخره توانستيم حق مش كردن مو،سوراخ كردن گوش و برداشتن ابرو را به آقايان تقديم كنيم! 


سلامتيه پنگوئن كه يه ذره قد داره، اما بازم لاتي راه ميره!!! 


یكي از مشغله هاي فكريم اين بود كه چرا داداش كايكو دستمال قدرتشو تو جيب خودش نميذاشت؟!.


ديــكتــاتــور كيــست؟ 
ديــكتــاتــور اون بچّه ي دو سالـــست كه بيست نــفــر مجبورند به خاطــر اون كــارتون نــگاه كنــنــد 


اگه كسى براى چهارمين بار چيزيو تكرار كرد و شما بازم نفهميدى چى داره ميگه... 
يه لبخند ژكوند بزن، چند ثانيه نگاش كن، حــَله 
طرف خودش ميفهمه تعطيلى! 


غضنفر تا ده سال براي مادرش عزاداري مي كرد . بهش ميگن : آخه چقدر گريه مي كني ده سال گذشته . ميگه : آخه هر وقت يادم ميفته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش مي گيره


تا شقايق هست 





خواهركوچيكش حق ازدواج نداره ! 

غلط های مشهور املایی و دستوری زبان فارسی


 
 
غلط های مشهور املایی و دستوری زبان فارسی 
 
غلط مشهور در توصیف دو دسته به کار برده می شود:
دسته ی نخست کسانی هستند که از رهگذر سالوسی و ریاکاری در زمره ی نیک مردان جای می گیرند. در باره ی این  " گندم نماهای جو فروش " می گویند:  فلانی غلط مشهور است، یعنی نان پرهیزکاری می خورد ولی " چون به خلوت می رود آن کار دیگر می کند ".
دسته ی دوم آن واژه ها و عباراتی است که بر خلاف حقایق تاریخی و یا آیین دستور زبان و صرف و نحو آن، بر زبان ها جاری است.
اکنون به نمونه های گوناگون این غلط های رایج در زبان فارسی که پرهیز از گفتن آن ها  بایسته است دقت کنید :
 
●  به کار بردن تنوین برای واژه های فارسی
کاربرد تنوین که ابزار ساختن قید در زبان عربی  است برای واژه های عربی جایز است، مانند: اتفاقا، تصادفا، اجبارا، ولی واژه های ناگزیر و ناچار و مانند آن ها که فارسی  است هرگز تنوین بر نمی دارد و نباید آن ها را چون این به کار برد:
گزارشا به عرض می رسانم ( به جای بدین وسیله گزارش می کنم که )،
 ناچارا رفتم ( به جای  به ناچار، یا  ناگزیر رفتم).
اکنون کار به جایی رسیده است که بسیاری تنوین را حتا برای واژه های لاتین نیز به کار می گیرند و مثلن می گویند: تلفونا به او خبر دادم، یعنی به وسیله ی تلفن، یا تلفنی  او را آگاه کردم.
تلگرافا  به او اطلاع دادم، یعنی با تلگراف یا تلگرافی او را آگاه کردم.
در این جا لازم به گفتن است که دیرزمانی است که  نوشتن تنوین به صورت ا در خط فارسی به کناری نهاده شده و آن را به صورت ن می نویسند. مثلن : اتفاقن، تصادفن یا اجبارن
 
●  واژه ی های  دو قلو، سه قلو، چهارقلو و مانند آن
واژه ی ترکی دو قلو اسمی مرکب از " دوق " و " لو "  است که روی هم همزادها معنی می دهد و هیچ گونه ارتباطی با عدد ۲ (دو) فارسی ندارد که اگر بانویی احیانن سه یا چهار فرزند به دنیا آورد بتوان سه قلو یا چهار قلو گفت.
 
درست مانند واژه ی فرانسوی دو لوکس De Luxe که بسیاری گمان می کنند با عدد ۲ (دو) فارسی ارتباطی دارد و لابد سه لوکس و چهار لوکس آن  هم وجود دارد. De حرف اضافه ی ملکی در زبان فرانسوی است به معنی " از" ( مانند Of در انگلیسی یا Von  در آلمانی ) و Luxe به معنی " تجمل و شکوه "  است و دو لوکس به معنی " از (دسته ی ) تجملاتی "  است ، یعنی هر چیزی که دولوکس باشد، نه از نوع معمولی،  بلکه از نوع تجملاتی و با شکوه آن است.
 
● به کارگیری واژه ها یا اصطلاحات با معنی نادرست
* جمله هایی مانند :
من به او مظنون هستم  ( می خواهند بگویند: من به او بدگمان هستم)
او در این قضیه ظنین است ( می خواهند بگویند: او در این قضیه مورد شک و گمان قرار دارد)
هر دو نادرست و درست وارونه ی آن درست است.
ظنین  صفت فاعلی و به معنی  کسی است که به دیگری بدگمان است و مظنون صفت مفعولی و به معنی  کسی است که مورد شک و بدگمانی قرار دارد. یعنی صورت درست  این جملات می شود:
من به او ظنین هستم .( یعنی من به او بدگمان هستم)
او در این قضیه مظنون است. ( یعنی او در این قضیه مورد شک و گمان قرار دارد)
 
مصدر عربی فقدان به معنی کم کردن، کم شدن و از دست دادن  است و معنی  نبود  ندارد  و درمورد مرگ و فوت کسی هم باید گفت:  در گذشت، یا رخت بر بست.
 
یا مثلن می گویند: " کاسه ای زیر نیم کاسه وجود دارد ". در حالی که کاسه هرگز زیر نیم کاسه جای نمی گیرد و در ادبیات هم همیشه گفته اند: زیر کاسه نیم کاسه ای وجود دارد.
 
شعر سعدی، یعنی:  " بنی آدم اعضای یک پیکرند " را " بنی آدم اعضای یکدیگرند " می گویند.
 
هنگامی که دانش آموزی در پایان سال تحصیلی در برخی از درس ها نمره ی کافی برای قبولی نمی آورد می گوید در فلان و فلان درس تجدید شدم و یا درباره ی کسی می گویند فلانی امسال تجدید شد. حال آن که این  نه خود دانش آموز،  بلکه درس های نمره نیاورده است که تجدید می شود و در شهریور ماه باید دوباره جدید شده و از نو امتحان داده شود ، چون این دانش آموزی تجدیدی شده است و باید او را تجدیدی، یعنی دارنده ی درس های تجدید شده نامید.
 
● غلط های دستوری
استاد:  این واژه فارسی است و باید جمع آن را استادان گفت نه اساتید .
مهر: مهر واژه ای فارسی است و صلاحیت اشتقاق عربی را ندارد و نباید مثلن گفت حکم ممهور شد، بلکه درست آن است که بگویند: حکم مهر کرده شد یا مهر زده شد.
 
● غلط های واگویی (تلفظی)
 پساوند " وَر " در زبان فارسی برای رساندن مالکیت و به معنی " صاحب " و دارنده  است. " رنج وَر " به معنی دارنده ی رنج و " مزد وَر " به معنی دارنده ی مزد است. امروزه بر خلاف این قاعده و برخاسته از خط عربی که ایرانیان به کار می برند، این واژه ها را به صورت رنجور و مزدور می نویسند که موجب آن گردیده است تا آن ها را  به نادرستی با  واو " سیرشده " (مانند واو  در واژه ی " کور ") تلفظ نمایند. 
واژه های دیگر ی نیز مانند دستور ( دست وَر به معنی صاحب منصب، وزیر) و گنجور ( گنج وَر) نیز از این گروه است.
 
 نامیدن پدر به جای پسر
زکریا نام پدر " محمد بن زکریای رازی "  و  سینا نیز نام پدر " ابوعلی این سینا " بوده است. لیکن همه جا آنان را با نام زکریای رازی و ابن سینا ، یعنی نه با نام خود، بلکه با نام پدران شان می نویسند. " بیمارستان ابن سینا " هنوز نیز در چهار راه حسن آباد تهران با این نام وجود دارد.
منصور نیز پدر " حسین ابن منصور حلاج " است که کوتاه شده ی نام وی "حسین حلاج " است. لیکن این نامی ترین عارف وارسته ی ایران  در سده ی سوم هجری را همه جا " منصور حلاج " می نامند و نه "حسین وار"، بلکه "منصوروار" بر سر دار می کنند، در حالی که منصور (یعنی پدر حلاج) در آن هنگام در خوزستان به حلاجی و پنبه زنی مشغول بوده است.
 

● غلط های املایی مشهور
 
آزمایشـات: واژه آزمایش را که فارسی اسـت برخی از فارسی زبانان با " آت " عربی جمع می بندند که نادرسـت اسـت و باید با " ها" ی فارسی جمع بسته شود. آزمایش ها درسـت اسـت.
در جمع بستن واژه ها ی فارسی با " جات " نیز غالبن همین گونه اشتباهات رخ می دهد، چرا که به نظر می رسد که  این نوع جمع فرقی با جمع با " آت " ندارد . اما برای نوشتن فارسی فصیح به تر است که این واژه ها نیز با " ها "جمع بسته شود، برای  احتراز از عربی مآبی . یعنی به جای روز نامه جات ، کارخانجات ، نوشته جات ، شیرینی جات ، ترشیجات ، دسته جات ، میوه جات ، نقره جات و.... به تر است چون این  بنویسیم :روزنامه ها ، کار خانه ها ، نوشته ها، شیرینی ها ، ترشی ها ، دسته ها ، میوه ها ، نقره ها .
از غلط های فاحش در همین زمینه یکی هم جمع بستن نام های جمع است. مانند تشکیلات که جمع تشکیل است و هنگامی که با : آت  آن را جمع می بندند ، جمع الجمع می شود،  از آن جمله اند : آثارها، اخبارها ، ارکان ها ، اعمال ها ، جواهرها یا جواهرات ، حواس ها ، عجایب ها ِ، منازل ها ، نوادرات ، امورات ، عملیات ها و دیگر، که شکل درست نوشتن وگفتن آن چون این  است : آثار، اخبار ، ارکان ، اعمال ، جواهر ، حواس ، عجایب، منازل ، نوادر ، امور ، عملیات و ..
آذان / اذان: این دو واژه را باید از هم جدا نمود. زیرا که معـنای آذان( گوش ها ) و معـنای اذان اعلام کردن، آگاه کردن، خبردادن  وقت نماز با خواندن کلمات مخصوص عربی در سـاعت های معینی از روز  در گلدسـته و مناره ی  مسجد است.
آزوقه / آذوقه: اصل این واژه که آن را آزوغه هم می نویسـند ترکی اسـت. پس باید  به" ز" نوشـته شـود.
آسـیا / آسـیاب: این واژه را به هردوشـکل می توان نوشـت و  بزرگان ادب فارسی هردو شکل را به کار بسـته اند.
آن را / آنرا:  " را"  واژه ی  مسـتقلی است و  پـیـوسته آن را جدا از کلمه ی پیشـین می نویسـند. مانند: این را،  وی را، ایشـان را، تو را، آن را .
اتاق / اطاق: از آن جا که این واژه ترکی اسـت و در ترکی مخرج " ط" وجود ندارد پس باید آن را با حرف " ت" نوشـت.
اتو / اطو:چون این واژه عربی نیسـت وممکن اسـت فارسی یا روسی باشـد، پس  به تر اسـت به " ت" نوشـته شـود .
ارابه/ عـرابه: ارابه واژه ی فارسی اسـت و عرابه معـرب آن. پس به تر اسـت آن را به صورت ارابه نوشـت.
ازدحام / ازدهام: این واژه را تنها می توان با حرف "ح" نوشـت زیرا  ازدهام واژه ای  بی معنی اسـت.
اسـب / اسـپ: به هردوصورت می توان این واژه را نوشـت. زیرا این واژه پهلوی اسـت نه عربی. امروزه بزرگان زبان بیش تر با " ب" می نویسـند. اما در گذشـته های بسـیار دور با " پ " می نوشـتند وهمین واژه جزء دوم نام های کهن خراسـانیان بوده است. مانند : ارجاسـپ، جاماسـپ، گشـتاسپ، تهماسـپ ، لهراسـپ و...
اسـتادان / اسـاتید: چون اسـتاد واژه ای فارسی اسـت جمع آن می شـود اسـتادان.  این کلمه که به صورت اسـتاذ به عربی رفـته است، در این زبان به صورت اسـاتیذ و اسـاتید جمع بسـته می شـود
اسـلحه/ سـلاح: بسـیاری کاربرد درسـت این دو کلمه را نمی دانند. به طوری که گاه به جای اسـلحه، سـلاح و گاه برعکس آن را به کار می برند. در حالی کهاسـلحه جمع اسـت و سـلاح مفرد و نباید جمع اسـلحه را اسـلحه ها نوشت، زیرا که اسـلحه خود کلمه جمع اسـت و به جای آن می توان  واژهء سـلاح ها را به کار برد.
اقلاً / اکثراً: این دو کلمه در عربی به هیچ روی تنوین نمی گیرد و کاربرد آن ها بدین صورت از اغلاط مشهور به شمار می آید. به تر اسـت به جای اقلاً  " حد اقل " و یا به تر از آن " دسـت کم"  و یا " کم از کم " نوشـت و به جای اکثراً " غالبن"  و یا به تر از آن  " بیش تر " را به کار برد. .همچنین نمی توان واژه هایی مانند دوم وسـوم و چهارم راکه فارسی اند، دوماً و سـوماً و چارماً  نوشـت. یا واژه فارسی " زبان " را  زباناً .
اِن شاء الله / انشاء ألله:  جمله ی  " ان شاء الله "  از سـه کلمه سـاخته شـده اسـت: اِن ( اگر )، شـاء (بخواهد )، الله  (خداوند)، یعنی:  اگر خداوند بخواهد.  اما جمله ی " انشاء الله "  از دو کلمه سـاخته شـده اسـت: اِنشـاء ( آفریدن )، الله ( خدا ) به معنی:  خداوند بیافریند. آن چه به هنگام نوشتن این جمله مراد نویسنده است جمله ی نخست است ولی آن را به صورت جمله ی دوم می نویسد.
انتر / عـنتر: واژه انتر را که فارسی  و معـنای آن بوزینه می باشـد باید به همین صورت نوشـت. عـنتر به زبان عربی نوعی مگس و مجازن  به معنای شـجاع است.
باتلاق/ باطلاق:  واژه ی  باتلاق ترکی اسـت، نه عربی. پس نوشـتن آن با حرف " ت" درسـت اسـت.
باغ ها / باغات: واژه ی  باغ فارسی اسـت و  جمع بسـتن آن به " ات " عربی  نا درسـت اسـت.
بوالهوس / بلهوس: پیشـوند "  بُل " برسـر برخی واژه های فارسی می آید ومعـنای پـُر،  بسـیار و فراوان دارد، برابر این پیشوند در زبان عربی ابو می باشد که برای واژه های عربی به کار می رود و کوتاه شده ی آن را به صورت  بو می نویسند. پس"  بُل "  برای واژه های فارسی ( مانند بلکامه: پر آرزو،  بلغاک: پر شور) و "بو"  برای واژه های عربی (مانند بوالهوس : پر هوس، بوالعجب: پر شگفتی) درست است.
بوته / بته: معـنای این واژه، گیاه پـر شاخ و برگی اسـت که تنه ی ضخیم نداشـته باشـد و زیاد بلند نشـود و املای درسـت آن بوته اسـت.
به نام / بنام: در زبان عربی حرف جر " ب " را هـمیشـه باید به کلمه ی  بعد که مجرور اسـت متصل نوشـت، اما در زبان فارسی حرف اضافه " به" را باید همواره جدا از کلمه نوشـت. مگر در اشکال کهن مانند:  بدین  و بدو.، زیـرا اگر چون این  ننویسـیم  در موارد بسیاری امکان به جای یکدیگر گرفته شدن  واژه ها و معانی (التباس معنی)  وجود دارد، مانند همین "به نام" و  "بنام " که هر کدام جای کاربرد ویـژه ای دارد. به این نمونه ها دقت کنید:  او نویسـنده ی بنامی بود  و یا " من او را به نام نمی شـناختم".  به همین ترتیب  اگر  " به روی" را  " بروی"  بنویسیم معلوم نخواهد شـد که مراد چیسـت؟ آیا منظور از " بروی"  فعلی از مصدر رفـتن اسـت، مانند برو، بروی و... .یا آن که مثلن می خواهـیم بنویسـیم که:  این قـلم به روی میز اسـت  یا اگر ما " به درد " را " بدرد " بنویسـیم بازهم شباهت معـنا رخ می دهد، زیرا " بدرد : یعنی پاره کند و " به درد " یعنی به غم و اندوه.  به همین گونه اند صد ها واژه که باید به  هنگام نوشـتن آن ها با احتیاط بود، مانند: به دل و بدل، به شـتاب و بشـتاب، به کار و بکار، به گردن و بگردن، به کس و بکس، به همان و بهمان، به گردش و بگردش، به چشم و بچشم، به هر و بهر، به خر و بخر، به دوش و بدوش، به بار و ببار، به خواب و بخواب و غیره
بها / بهاء :  بها  به معنی قیمت ، ارزش و نرخ چیزی است . اما معنی  بهاء روشنی ، درخشندگی ، رونق ، زیبایی و نیکویی است و به معنای فر وشکوه و زینت و آرایش نیز به کار رفته است . مانند بهاء الدین یا بها ء الحق و یا بها ء الملک که معنای آن ها رونق دین ، شکوه دین و شکوه کشور است.  در پشت جلد ( پوشانه ) برخی از  کتاب ها می نویسند : بهاء .... ریال . که سخت نادرست است . 

پائین / پایین :. شاید گروه بسیاری از پارسی نویسان روزانه ده ها بار  همزه ی عربی  را در نوشته های خود به کار می برند و نمی دانند که این نشانه ی نوشتاری عربی  درزبان پارسی جایی ندارد. براین پایه نوشتن واژه هایی مانند " پائیز " ، " پائین " ، "موئین " ، "روئین" ، " آئین " ،" پر گوئی" ، " چائی "،  " امریکائی " و... نادرست است و باید پاییز ، پایین ، مویین ، رویین ، آیین ، پر گویی ، چایی،  آمریکایی  و چون این ها نوشت.
تاس / طاس: تاس واژه ای فارسی اسـت که عرب ها آن را گرفته و طاس می نویسند (معرب کرده اند)، یعنی ایرانیان  باید آن را  به حرف ت بنویسند.
تراز/ طراز: تراز واژه ای فارسی است که عرب ها آن را گرفته و طراز می نویسند (معرب کرده اند). به همین سـبب " تراز" و همه ی ترکیبات آن باید  با حرف " ت" نوشـته شـود. مانند: تراز نامه، هم تراز، ترازکردن و مانند این ها.
تپیدن / طپیدن :  تپیدن  واژه ای فارسی اسـت. و باید  با حرف " ت " نوشـته  شـود و  نوشـتن واژه های مشـتق از آن نیز  مانند:  تپش،  تپنده، تپید، تپاندن و مانند آن نیز بایسته است. همچنان واژه هایی مانند تالار، تپانچه، تنبور، تشـت وتهران که فارسی اند، نباید با " ط" نوشـته شـود.
  دیگر آن که در زبان عربی، هم ت وجود دارد و هم ط. مانند تابع و طبیب. از این رو واژه های عربی را می توان  به همان صورت عربی نیز  نوشت.  نکته ی دیگر آن که: اگر کلمه ای مربوط به زبان های بیگانه ی دیگر باشـد، به ت نوشـته می شـود. مانند: ایتالیا، اتریش، اتیوپی، امپراتور، ترابلس. اما برخی نام های خاص مانند سـقراط و بقراط و افلاطون و مانند آن ها  که از رهگذر زبان عربی وارد زبان فارسی شـده است می تواند به همان صورت عربی هم نوشته شود و گر نه چه فرقی  با اسـامی عربی چون حافظ، نظامی، ملا صدرا، ابوریحان و جز آن دارد که در آن ها تغییری ایجاد نمی شود.
ثواب / صواب: نوشـتن یکی از این واژه ها به جای دیگری  نیز یکی از غلط های رایج در املای زبان فارسی اسـت. در حالی که ثواب وصواب معانی جدا گانه ای  دارد و نباید آن ها را با هم اشـتباه کرد. ثواب اسـم است به معـنی " مزد و پاداش " ، اما صواب صفت اسـت به  معـنی  "درسـت، به جا و مناسـب".
جذر/ جزر: برخی ها درکاربرد درسـت این دو واژه نیز  اشـتباه می کنند.  جذر به معـنای ریشـه اسـت و در ریاضی  نیز عددی اسـت که آن را در خودش ضرب می کنند. مانند عدد ٣ که وقتی آن را در خودش ضرب کنند عدد ۹ به دست می آید که آن را مجذور می گویند.  جزر اما فرو نشـسـتن آب دریا، بازگشـتن آب دریا و ضد مد می باشد.
جرأت/ جرئت: این واژه را باید جرات نوشت و به صورت جرئت اصلن وجود ندارد.
حایل / هایل: این دو واژه را نیز برخی  با یکدیگر اشـتباه کرده و به جای هم به کار می برند. حایل اسـم اسـت به معـنای چیزی که پرده وار میان دو چیـز واقع شده و مانع از اتصال آن دو گردد. اما هایل صفـت اسـت  به معنای ترسـناک: شـب تاریک وبیم موج و گردابی چنین هایل / کجا دانند حــال ما سـبکـسـاران سـاحل ها 
( حافظ )


...ادامه از شماره قبل
خرد/ خورد: معـنای واژه خُرد کوچک و ریز و اندک اسـت مانند: خرد سال یا خرده فروشی، و واژه خورد سـوم شـخص مفرد از مصدر خوردن است در زمان گذشته. نمونه های دیگر:  سالخورده یا خورد و خوراک
داوود/ داود: املای این گونه واژه ها را در املای زبان فارسی  با دو ( واو ) سفارش کرده اند. به همین ترتیب واژه هایی  مانند طاوس و کیکاوس را نیز  باید با دو ( واو ) نوشـت: طاووس، کـیکاووس.
دُچار/ دوچار: این واژه را که گمان می رود ریشـه ی آن دو چهار باشـد، در متون قـدیمی  به صورت دوچار می نوشـته اند. اما در سده های  اخیر آن را به صورت دُچار نوشـته اند. امروزه نیـز به تر اسـت به همین صورت نوشـته شـود.
ذِ لت / ز َ لّت:  معـنای ذلت خواری ( متضاد عزت)  است، اما زلت یه معنای سـهو و خطا اسـت.
رُتیل / رطیل:  نوعی عنکبوت زهر دار را به عربی رتیل می گویند و رطیل وجود ندارد.
زرع / ذرع:  زرع  به معـنای " کشـت" و " کاشـتن " اسـت، در حالی که ذرع مقـیاس قـدیم یرای  طول و برابر  یک دهم از چهارمتر بوده اسـت.
زغال / ذغال: املای درسـت این واژه زغال اسـت.
زکام / ذکام: این واژه را بایـد با ز نوشـت،
سِـتبَر/ سـِطبَر : این واژه را که به معنای درشـت و کلفت اسـت، قـدما با حرف ط هم نوشـته اند.اما چون  واژه ای فارسی اسـت  به تر اسـت با حرف ت نوشـته شـود.
سـؤال / سـئوال:  شـکل درسـت آن این واژه سـؤال است.
سـوک/ سـوگ: املای این واژه هم با ک وهم با گ درست اسـت.
شـرایین/ شـرائین: املای این کلمه به صورت شـرایین درسـت اسـت.
شـسـت/ شـصت: این واژه ها راهم بسـیاری ها به اشـتباه به جای یکدیگر به کار می برند. شـسـت به معنای انگشـت بزرگ دسـت وپا وشـصت عدد ۶۰  اسـت. آقای ابوالحسن نجفی می نویسـد که چون هر دو عدد فارسی اسـت، تنها برای تمایز میان معـنای آنها است که یکی را با س و دیگری را با ص می نویسـند. ولی درمتون کهن، هردو واژه با " س" آمده اسـت.
صد / سـد:  چون واژه ی " سـده "  فارسی اسـت، سـد را نیز می توان با " س" نوشـت. اما چون در متون کهن و جدید این واژه را با " ص " نوشـته اند، اکنون  نوشـتن آن با " س" غـیر متعارف به نظر می رسـد. از سوی دیگر چون معنای دیگر سـد، مانع و  بند و حایل اسـت، لابد قـدما، عدد ١۰۰ را برای تفکیک صد از سـد. با " ص" نوشـته اند
صفحه/ صحیفه : صفحه به هر کدام  از دو  روی کاغذ و صحیفه به خود ورق کاغذ ( که دارای دو روی ) اسـت گفته می شـود. البته  ورق را در سـال های پسـین  برگ نیز می گویند.
طوفان/ توفان:  اصل این کلمه یونانی اسـت و شکل های دیگر این واژه ی یونانی در بسـیاری از زبان های ارو پایی هم به کار می رود، چون آن که در زبان انگلیسی  Typhoon و در زبان فرانسوی Typhon به همین معنای طوفان به کار می رود.  در فرهـنگ معین  واژه ی طوفان  را که اسم و  معرب از کلمه یونانی اسـت به معنای باران بسـیار سـخت و شـدید و آب بسـیار که همه را بپـوشد وغرق کند و باد شـدید وناگهانی که موجب خسـارت و خرابی بناها و سـاختمانها شـود و سـبب تشـکیل امواج سـهمگین و مخرب گردد، و همچنان به معنای هر چیز بسـیار است که فراگیر باشـد مانند طوفان آتش یا  طوفان باد. اما در همان فرهنگ،  یک " توفان " هم  درفارسی هست که صفت فاعلی و از مصدر توفـیدن اسـت و به معنی شور و غوغا کننده، فریاد کننده و غُران  می باشد. پس برای تفکیک طوفان از توفان باید معنا های لغوی این واژه ها را  مد نظر قرار داد.
طوطی/ توتی: توتی واژه ای فارسی است و از این رو  می توان آن را با "ت " نوشـت. اما قـدمای زبان و ادب فارسی این واژه را با " ط" نوشـته اند و به این دلیل  امروزه نیز اگرچه  این واژه  فارسی می باشد نوشتن آن با "ط " نامانوس و نامتداول است.
غلتیدن/ غلطیدن: غلتیدن واژه ای  فارسی اسـت و باید  با " ت" نوشـته شـود . تر کیبات این فعل را  نیز  باید با ت نوشـت، مانند: غَلت، غلتیدن، غلتنده، غلتیده، غلتان، غلتک و...
 
غوته / غوطه : " در آب فرو رفتن " به فارسی " غوتیدن "  است که امروز در زبان تاجیک نیز به همین شکل و به همین معنی به کار می رود. از این رو غوطهخوردن، غوطه زدن و غوطه ور نیز همگی نادرست است و باید با تای دو نقطه نوشته شود. از این گروهند: تپش، تپیدن، غلتیدن؛ غلت زدن، ؛ غلت خوردن؛ غلتک، غلتان.
غیظ / غیض:  در عربی غیظ، خشـم و غضب را گویند و غیض  به معنای کاهـش آب اسـت.
فترت/ فطرت:  معنای فترت، رکود وسـسـتی و بی حاصلی اسـت میان دو دوران خوشـبختی، یا فاصله ی میان دو دوره ی فعالیت. اما فطرت به خصوصیت و هر موجود از آغاز خلقتش می گویند و به سـرشـت و طبیعت او.
فطیر/ فتیر: فطیر واژه ای عربی و به معنی  خمیر ور نیامده و تخمیر نشـده است و از این رو باید با " ط " نوشـته شود و  واژه ای به نام فتیر اصلن وجود ندارد.
قفص / قفس:  این واژه عربی اسـت و باید با "ص " نوشـته شـود . اما در زبان فارسی آن را همیشه با "س " نوشـته اند و املای آن به شکل قفس  رایج  اسـت.
قیمومت / قیمومیت:  واژه ی قیمومت  را که به معنی قیم بودن است،  فارسی زبانان ساخته اند و در زبان عربی کاربردی ندارد و کاربرد قیمومیت  نادرست است
کُحل / کــَهل: کحل اسم است به معنای " سـرمه"  اما کهل ، صفت اسـت برای مرد میان سـال.
 گزارش ها / گزارشات: برخی ها  واژه ی  فارسی گزارش  را با " ات" عربی جمع می بندند که نادرسـت اسـت

لایتجزا / لایتجزی: این واژه با آن که عربی اسـت املای درسـت آن لایتجزا اسـت و معنای آن تجزیه نا پذیر.
مآخذ / مأخذ: واژه ی عربی  مأخذ مفرد و به معنی منبع و محل گرفتن و مآخذ جمع آن  است  . اما برخی این واژه ها را به جای یک دیگر یعنی مفرد را به جای جمع وجمع را به جای مفرد به کار می برند.
 مبرا / مُبری : این واژه ی عربی به معـنی" تبرئه شـده از تهمت"  اســت و در فارسی و عربی آ ن را مبرا می نویسـند.
 مجرا / مجری: واژه ی مجری اسـم فاعـل  مصدر اجراء و به معـنای  اجرا کننده اسـت، مانند " مجری قانون ". ولی در عربی  مجری را به صورت مجرا نیز تلفظ می کنند که در آن صورت، اسـم مفعول مصدر  اجراء  و به معنای " اجرا شـده،  عملی شـده " اسـت که در فارسی به تر است که  به صورت "مجرا"  نوشـته شـود تا با "مجری" اشتباه گرفته  نشـود.
محظور/ محذور:  واژه ی  محظور به معـنای " ممنوع و حرام" اسـت و محذور هم به معـنای " آن چه از آن می ترسـند" و هم به معنای "مانع و گرفـتاری"  آمده اسـت. یعنی در مواردی که مراد گرفـتاری و مانع و حجب وحیای اخلاقی باشـد باید محذور نوشـت مانند: " محذور اخلاقی " و یا  " در محذور قرار گرفتم و پیشـنهاد اورا پذیـرفـتم "،
مسأله / مسئله: این واژه عربی اسـت و در خط عربی به صورت مسـألة نوشـته می شـود و در زبان فارسی هم بسـیاری  این اصل را رعایت نموده و آن را به صورت مسأله می نویسـند، نه مسئله.
مسـؤول/ مسـئول: املای این واژه به هردو شـکل آن درسـت اسـت. در عربی البته مسـؤول می نویسـند، اما در فارسی همیشه آن را  با یک واو نوشـته اند.
مزمزه / مضمضه: واژه ی مزمزه فارسی  و به معـنای چشـیدن و نرم نرم خوردن چیزی است و مضمضه عربی و به معـنای گرداندن اب در دهان برای شـسـتن آن است.
مُعتـَنی به/ متنابه: این واژه  عربی اسـت و معنی آن، هـنگفت، مهم و قابل اعتنا اسـت و املای آن نیز به صورت معتنی به درسـت اسـت.
 مقتدا / مقتدی : این واژه  را که به معنی پیشوا است در عربی مقتدی نوشته اما  مقتدا تلفظ می کنند. از این رو در زبان فارسی برای پرهـیـز از اشـتباه خواندن  باید آن را مقتدا  نوشـت.
منتها / منتهی:  این دو واژه را در فارسی  به تر اسـت برحسـب تلفظ شـان بنویسـیم مانند:  سـاختمان های این ناحیه هـمه بلند اسـت، منتها محکم نیسـت یا " این خیال باطل به جنون منتهی خواهد شـد" .
 
نیاگان / نیاکان : در فارسی نیاگ  یا  نیا به معنی جد است و جمع درست آن نیاگان است نه نیاکان.
وهله/ وحله: این کلمه را که به خط عربی وهـله می نویسـند ومعنای آن نوبت و دفعه اسـت، نباید وحله نوشـت، زیـرا که وحله  در عربی و  در فارسی معنایی ندارد.
هیز / حیز:  واژه ی  هـیـز  به معنای  بدکار و بی شـرم اسـت، مانند: او نگاه هـیـز و دریده ای داشـت. و حیز به معنی  جا و مکان است.
هیئت / هیأت: واژه ی  هیئت عربی  و به  معنی شـکل و صورت چیزی و نیز  به معنی عـده ودسـته ای از مردم است. جمع هیئت نیز  هیأت  اسـت و نباید یکی را به جای دیگری به کار برد.
 
 
منابع :
1.      در مکتب استاد / دکتر سعید نفیسی
2.      امثال و حکم / مهدی پرتوی آملی
3.      مهر و فرهنگ / محمد نبی عظیمی
 

گوته می گوید:


گوته می گوید: «اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند»،
«اگر سالم نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند»،
 «اگر زیبا نیستی برخورد درست با زشتی هم وجود دارد»،
 «اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند»،
 «اگر تحصیلات عالی نداری با کمی سواد هم می توان زندگی کرد»،
 «اگر قدرت سیاسی و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان‌هاست»،
«اما، اگر «عزت نفس نداری»، هیچ نداری

کوتاه ولی عمیق !!!!


 
با آرامشم اعتماد پشه رو جلب كردم و بعد كشتمش .. از اين دورويي خودم بيزارم 
خدايا همش گفتيم "راضي ايم به رضاي تواين يه بار تو رضايت بده به رضاي ما... ميگن هر سيگار 3 دقيقه از عمر آدم كم مي كنه...همچنين ثابت شده از هرچيزي كه لذت ببري 5 دقيقه به عمر آدم اضافه ميشه... سيگاراتونو با لذت بكشيد كه 2 دقيقه به ازاي هر نخ سيگار به عمرتون اضافه بشه 
اگه تو ماشيني و مي بيني پسره با دوست دخترش وايستاده كنار خيابون..... كنار پاش ترمز بزن و داد بزن بگو ( ديگه نبينم به من زنگ بزنيا... ) بعد هم گازشو بگير و برو 
ثابت شده اين كار خيلي حال ميده 
آيا مي دانيد ميزان پاسخ مثبت دختران به بوق ويتارا 60 درصد بيشتر از انواع پژو مي باشد؟ 
روابط عمومي شركت سايپا 
در زبان شيرين آلماني به مشتري ميگن : "Kunde" ! يه همچين نگاه بدي دارن به مشتريخدايا پاره شديم از خوشحالي و زندگي مرفه!! دو دقيقه روي بقيه ي كشورها تمركز كن!!! موسي با عيسي سر يه دختر تاس مي ندازن؛ عيسي تاس رو ميندازه و جفت شش مياره...... بعد موسي تاس ميندازه و جفت هشت مياره!!!! عيسي ميگه: آخه بي جنبه! يه دختر ارزش معجزه داشت؟؟!! به سلامتيه دكتر شريعتي كه هر چي جمله ي خفنه تو دنيا خودش گفت و رفت و واسه ما چيزي نذاشت 
هر مطلبي به ذهنم خطور ميكنه ميبينم قبل من دكتر اين جمله رو گفتن 
يا گوشي هيـــچوقت گم نميـــشه، يا اگه بشه حـــــــتما روي سايلنت هست 
يه مدته خونه بيكارم تا لنگ ظهر ميخوابم ! امروز حدوداي 12.30 مامانم اومده بيدارم كرده ، ميگه پسرم اين پهلو اون پهلو شو اقلا زخم بستر نگيري !!! هيچي مثل اين مساله رو اعصاب من نميره كه : با يه نفرخداحافظي كنم، بعد هم مسير بشيم... بعد كنار هم هي راه بريم... بعد من سرعتم رو كم و زياد كنم كه بيشتر از اين ضايع نشيم!!!!| يه گدا رو ميشناسم كه هر چي خيابون شلوغ تر باشه اين فلج تر ميشه
خدايا چي ديدي تو سوسك كه بهش بال دادي؟؟ 
نه واقعا واسم سواله 
در من نديدي، در اون ديدي اونوقت ؟؟
تا شش سالگي فكر مي كردم اسمم دست نزنه ! 
ناخوانا ترين نوشته روي بسته بندي مواد غذايي ايـراني, تاريخ انـقـضاء و قيمتـشه

ضرب المثل !!!

 

* سکوت، اشتباه نمی کند – ضرب المثل هندی
* کار، مادر زندگی است – ضرب المثل چک سلواکی
* روز و شب، منتظر هیچ کس نمی ماند – ضرب المثل ژاپن
* کسی موفق می شود که خسته نمی شود – ضرب المثل پرتقالی
* عاشق زبانش را در قلب و احمق در دهان جای داده – ضرب المثل پاکستانی
* عجله پدر ناکامی است – ضرب المثل انگلیسی
* آدم همه کاره، هیچ کاره است – ضرب المثل ایرانی
.*آن چه گرانبهاست هدیه نیست بلکه محبت است – ضرب المثل روسی
* آدم بدبین سلاحش نفرت است – ضرب المثل یونانی
* اگر پیری پند ده و اگر جوانی پند گیر – ضرب المثل چینی
* اعتماد به نفس دو سوم موفقیت است – ضرب المثل ایرانی
* صبر، بالاترین هنر است – ضرب المثل اسپانیایی
* صداقت بهترین سیاست است – ضرب المثل انگلیسی
* امید نصف خوشبختی است – ضرب المثل ترکی
* بدون رفیق حتی بهشت جهنم است – ضرب المثل مصری
* شکست ها، ستون های موفقیتند – ضرب المثل ولزی
* جهان متعلق به افراد صبور است – ضرب المثل ایتالیایی
* در موفقیت هم باید راه اعتدال پویید – ضرب المثل دانمارکی
* دوست، آیینه موفقیت دوست است – ضرب المثل انگلیسی
* دوستِ زمان احتیاج، دوست حقیقی است – ضرب المثل انگلیسی
* نیکی هرگز گم نمی شود – ضرب المثل بلژیکی
* نخستین قدم، دشوارترین قدم است – ضرب المثل آلمانی
* هنگام ازدواج بیشتر با گوشهایت مشورت کن تا با چشمهایت – ضرب المثل آلمانی
* کسی که به امید شانس زنده باشد سالها قبل مرده است – ضرب المثل فرانسوی
* برای اینکه انسان کمال یابد، صد سال کافی نیست ولی برای بد نامی او یک روز کافی است – ضرب المثل چینی
* گل ها را تقسیم می کردند گل سرخ نصیب خار شد – ضرب المثل ترکی
* بیان متملق عسلی است آلوده به زهر – ضرب المثل لاتین
* وقتی طفل خود را در آغوش گرفتی ارزش پدر را خواهی دانست – ضرب المثل انگلیسی
* یک بار دیدن با هزار شنیدن برابر است – ضرب المثل چینی
* اگر میخواهی زیاد عمر کنی در جوانی پیر بشو – ضرب المثل اسپانیایی
* اگر جوانان دانش و پیران قوت داشتند همه چیز روبراه می شد – ضرب المثل ایتالیایی
* از کوه قدم به قدم بالا می روند، ثروت اندک اندک بدست می آید و دانایی کم کم حاصل می گردد – ضرب المثل آفریقایی
* هر روز بلندی را پایانی است – ضرب المثل آفریقایی
* با چوبهایی که در جوانی گرد آوری در پیری گرم خواهید شد – ضرب المثل آفریقایی
* معایب دیگران معلمان خوبی هستند – ضرب المثل المانی
* بازبان خوش و مهربانی می توانید فیلی را با مویی بکشید – ضرب المثل فارسی
* دو بار پرسیدن بهتر از یک بار راه را اشتباه رفتن است – ضرب المثل آلمانی
* هر کس آنچه را که دلش خواست بگوید آنچه را که دلش نمی خواهد ، خواهد شنید – ضرب المثل ترکی
* هر قدر هم در یک جاده عوض رفته باشید برگرد – ضرب المثل ترکی
* تندرستی، تاجی است بر سر انسان سالم ولی هیچ جز یک بیمار این تاج را نمی بیند – ضرب المثل مصری
* از دشمنی که خصومت خود را در برابر تو ابراز می کند، زیاد نترس – ضرب المثل ایتالیایی
* شخص قوی و ابشار هر دو راه خود را باز می کنند – ضرب المثل انگلیسی
* سنگ هرگز در آب نمی پوسد و حرف خوب اثرش از بین نمی برد – ضرب المثل هندی

کوتاه ولی عمیق!!!


 
اگه میخوای راحت باشی کمتر بدون واگه میخوای  خوشبخت باشئ بیشتر بخون.
 
 
تا پایان کار از موفقیت در انبا کسی صحبت نکن.

 

 
برای حضور در جلسات حتی یک دقیقه هم تاخیر نکن


 
قبل ازعاشق شدن ابتدا فکر کن که آیا طاقت دوری .جدایی و سختی را داری یا نه ؟؟؟

 
سکوت تنها پاسخی است که اصلا ضرر ندارد.


 
نصیحت کردن فقط زمانی اثر دارد که 2 نفر باشید.

 

 
در مورد همسر کسی اظهار نظر نکن  نه مثبت نه منفی.


 
نوشیدنی های داخل لیوان ویا فنجان را تا آخر ننوش
.

 
د راختلاف خانوادگی حتی اگرحق با تو است شجاع باش وتواز همسرت عذر خواهی کن.

 
برای کودکان اسباب بازی های جنگی هدیه نبر.


 
نه آنقدرکم بخور که ضعیف شوی ونه آنقدر زیاد بخور که مریض شوی.

 
بدترین شکل دل تنگی آن است که در میان جمع باشی وتنها باشی.

 
 
شخص محترمی باش وبدون اطلاع به خانه ومحل کار کسی نرو
.
 
هوشیار باش کسی که مشروبات و نوشیدنی الکلی استفاده میکنی توراگرفتار خواهد کرد

 
 
وجدانت را گول نزن چون درستی ونادرستی کارت رابه تو اعلام می کند
.
 
موقع عطسه کردن حتما از دیگران فاصله بگیر واز دستمان استفاده کن ولی با تمام وجود عطسه کن.

 
 
عاشق همسرت باش تابهشت را ببینی.

 

کثیف نکن اگر حوصله تمیز کردن نداری.


 
بخشیدن خطای دیگران بسیار قشنگ است تجربه کردنش را به تو پیشنهادمیکنم.


 
همه جا از همسرت تعریف وتمجید کن حتی در جهنم.

 
 
با کارمندانت مهربان ولی قاطع باش.

 

غرورکسی رو نشکن چون مثل شیشه ی شکسته برای توخطر آفرین است.

 
 
عمل خلاف را نه تجربه کن نه تکرار.
 

 
لبخند بزن مطب دکترها را خلوت می کند.


 
باشجاعت اقرار کن که اشتباه کردی.


 
هنر نواختن را یاد بگیرنواختن موسیقی در هیچ کشوری گدایی نیست
.
 
هنگام صحبت کردن با دیگران به چشم آنها نگاه کن تاپیام وکلام تو را درک کنند.


 
بادندان میخ نکش.

 
کسی را که به توامیدوار است نا امید نکن.


 
برا کسی که دوستش داری در روزتولدش پیام تبریک برایش ارسا ل کن.

 
اولین خیر باش

 
باداشتن همسری خوب همه کس وهمه چیز را یکجا داری.

 
در دفتر ومنزل گل های زیبا داشته باش.

 
حسابداری وروشهای آنرا یاد بگیر.

 
تزریق سرم وآمپول را یاد بگیر.

 
وارد سیاست نشو
.
 
عمر مد کوتاه است.

 
به سفر وهمسفرفکر کن
 
 
تاندانی  نمی توانی پس بدان تابتوانی.

درسی در روانشاسی!!!!

درسی در روانشاسی
� When A Person Laughs too Much Even for Stupid Things, Be Sure That Person Is Sad Deep Inside.
وقتی کسی بخاطر کاراهای احمقانه بشدت می خندد
مطمئن باشید که او در اعماق درون غمگین است
� When A Person Sleeps A lot, Be Sure that Person Is Lonely.
وقتی کسی بسیار می خوابد مطمئن باشید که تنهاست
� When A Person Talks Less, And If He Talks, He Talks Fast Then It Means That Person Keeps Secrets.
وقتی کسی کم حرف می زند، البته اگر حرفی بزند، و یا تند حرف می زند، معنی اش این است که او رازهایی را پنهان کرده است
� When Someone Can't Cry Then That Person Is Weak.
وقتی کسی نمی تواند گریه کند بدان که او ضعیف است
� When Someone Eats In an Abnormal Way Then That Person Is In Tension.
اگر کسی تند و بطریقی نامعقول غذا می خورد نتیجه می گیریم که او تنش دارد
� When Someone Cry On Little Things Then It Means He IsInnocent & Soft Hearted.
وقتی کسی بخاطر چیزهای کوچک می گرید معنایش آن است که او
بی گناه است و قلب نرمی دارد
� When Someone Gets Angry On Silly Or Small Things It Means He Is In Love.
اگر کسی بخاطر چیزهای کوچک یا احمقانه عصبانی می شود یعنی عاشق استSo True, Try To See All These In Real Life, U Will Find All...
بسیار درست است. سعی کنید تمام این چیزها را در زندگی واقعی ببینید
تمامشان را خواهید یافتTry to understand people..
سعی کنید مردم را درک کنید
 
 

Do you know this? آیا می دانستید؟  


 
آیا می دانستید؟
 
کسانی که سوار رولر کاستر (قطارهایی که روی ریل های بلند و با شیب زیاد حرکت می کنند) می شوند بیشتر از دیگران در معرض خطر لخته شدن خون در مغز هستند
کسانی که چشمان آبی دارند در شب بهتر می بینند
اسکناس از کاغذ درست نمی شود. از کتان ساخته می شود
ریختن یک قطره کوچک مشروب روی عقرب باعث دیوانگی آنی آن شده و با نیش زدن به خود خودکشی می کند
در هنگام پوست کندن پیاز جویدن آدامس باعث می شود اشک از چشمانتان سرازیر نشود
رودخانه ای هفت برابر بزرگتر از رود نیل در زیر این رود در جریان است
آمریکا29% کل سوخت و 33% برق جهان را مصرف می کند
فقط یکساعت استفاده از هدفون باکتری های موجود در گوش را هفتصد برابر افزایش می دهد
 
حشره ای که باعث بیشترین  تلفات جانی برای انسانها می شود پشه است
راست دست ها بطور متوسط 9 سال بیشتر از چپ دستها عمر می کنند
وقتی لبخند می زنیم حداقل سی عضله را به حرکت در می آوریم
بینی سیستم تنظیم هوای بدن است. هوای سرد را گرم و هوای گرم را خنک می کند و ورود گرد و غبار را فیلتر می کند
مغز انسان از قویترین کامپیوتر جهان بارها پیچیده تر است و 100 میلیارد سلول عصبی دارد
وقتی کسی می میرد اولین حسی که از کار می افتد شنوایی است
قارچ بزرگی در ایالت اُرگان آمریکا با قدمت 2400 سال وجود دارداین قارچ 3.4 مایل مربع زمین را پوشانده و هنوز رشد می کند
سگ ژرمن شپرد بیشتر از هر نوع سگی انسان را می گیرد
وقتی انسان به چیز قشنگی نگاه می کند مردمک چشم 45% بازتر می شود
دکمه پپراهن مردانه در طرف راست و  پیراهن زنانه در طرف چپ دوخته می شود
علت اینکه عسل به آسانی هضم می شود این است که زنبور قبلاً آن را هضم کرده است
هفت میلیون دلار هزینه ساخت کشتی تایتانیک و 200 میلیون دلار هزینه ساخت فیلمی در مورد آن شده است
صدایی که در هنگام شکستن انگشتان به گوش می رسد صدای ترکیدن حباب های نیتروژن است
تنها قسمتی از بدن که خون به آن نمی رسد قرنیه چشم است. قرنیه مستقیماً اکسیژن را از هوا می گیرد
 

نقاشی جالب!

نقاشی با انگشت !!! 


Hamtaraneh.com


ادامشو ببینیید!!!

ادامه نوشته

کوتاه ولی عمیق..!


به نظـــر مــن باهـــوش تـــرین موجـــودات دنیا
جــــوش هـــا هستن
که دو روز قبل مـــی فــــمن ما دو روز بعد قـــراره بــــریم یه جـــای مهـــم
********
خدایا تصمیم باخودته ولی بهتر نبود پشه به جای خون چربیای اضافمونو می خورد؟!!
****************
داشتم به این فکر می کردم که ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم !
یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله :))))))‬
***********
تنهایی یعنی اینکه وقتی بعد دو ساعت از دششویی میای بیرون ، کسی نباشه فحشت بده بگه اخه اینهمه وقت اون تو چه گوهی میخوردی ؟‬
**********
خداوندا !! چی دیدی در سوسک که به او بال دادی ؟؟ نه واقعا ؟؟ سواله برام .. در من ندیدی در سوسک دیدی؟!!!!
خو چرا با اعصابه من بازی میکنی؟ :|‬
****** 
به یارو میگن از اینکه زنتو عزیزم خطاب می کنی چه احساسی داری؟ میگه:احساس گناه! میگن:چرا؟ میگه:آخه اسمش یادم رفته
.‬ ***************
انقدر كه ذرت مكزيكى توى ايران اشتغال زايى كرد، تو خود مكزيك نكرد !!‬ 
*********
منو از اینترنت ملی میترسونی؟ برو از خدا بترس . . . (بخشی از دیالوگ فیلم جدایی من از فیس بوک 
***********
وضع نت یه جوری شده که هفت هشت تا تب باز می کنی , بعد مثل سیخای کباب هی دونه دونه از اون اول تا آخر بهشون سر میزنی ببینی در چه وضعیه , لود شده یا نه !
*********
پاسخ منطقی اکثر پدرهای ایرانی درمقابل اجازه گرفتن فرزندانشان برای انجام کاری:1) اگر قبلا کسی آن کار را انجام نداده باشد: آخه کی تاحالا همچین غلطی کرده که تو میخوای بکنی؟2) اگر قبلا کسی آن کار را انجام داده باشد: حالا هرکی هر غلطی کرد تو هم باید بکنی؟
************* 
ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﺳﻮﻧﺪﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ ﻣﺤﻮﻃﻪ ﻣﺎﭼﻢ ﮐﺮﺩ! ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﻢ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯾﻪ ﻭﺭﻗﻤﻮ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ! ﻭﺍﻻ!! 
************ 
یارو میره سمعک بخره فروشنده میگه: همه جورشو داریم از هزار تومنی تا یک میلیون تومنی. طرف میپرسه: هزارتومنی اش چطوری کار می کنه؟ فروشنده میگه: این اصلا کار نمیکنه فقط مردم با دیدنش بلندتر حرف می زنن!!!
**************
عدم امنیت یعنی : توی یه توالت باشی که فاصله سنگ توالتش تا در بیش از 1 متر باشه ، درش قفل نداشته باشه و به بیرون باز بشه..!! 
************
یکی از حساس ترین لحظه ها توی امتحان اینه که: وقتی داری امتحان میدی بغل دستی هات دارن از ماشین حساب استفاده میکنن و تو نمیدونی واسه ی چی دارن از این ماشین حساب استفاده میکنن !!!
*********** 
اینایی که وقتی میخندن ، رو لپشون چاله درست میشه! کوفتشون شه...! خیلی با مزه میشن کثافطا ..! :) 
********** 
تو فیلم هندیه یارو پرواز که کرد هیچی! تنهایی زد یه گردانو کشت بازم هیچی! تا اخر سه تا پدر و شیش تا برادر هم پیدا کرد اونم هیچی! دیگه خب با سر قطع شده تو رودخونه شنا کردنتو من کجای دلم بزارم اخه؟!
************** !!‬ 
ناخوانا ترین نوشته روی بسته بندی مواد غذایی ایـرانی, تاریخ انـقـضاء و قیمتـشه !
************* 
شل کن عمو … درد نداره تلخ ترین دروغ تاریخ در تزریقات و پانسمان - دورانِ کودکی 
*********** 
خدايا چرا خشتک اين پنگوئن ها رو انقدر پايين آفريدي؟! نمي تونن راحت راه برن خب!!!‬
************ 
ﺣﺴﺮﺕ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﻮﻧﺪ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﯾﻪ ﺟﻨﺲ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ"ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺯ کنيد"ﺑﺘﻮﻧﻢ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ....؛
************
شما یادتون نمیاد...وقتی معلم برای درس پرسیدن اسم بالایی یا پایینیمون رو میخوند، حس معجزه بهمون دست میداد. .‬؛

جالب!!!


 
وقتی پسرا دارن عکس میگیرن!!!
وقتی دخترا دارن عکس میگیرن!!! :))
Hamtaraneh.com
 

به همین راحتی D:
Hamtaraneh.com

عکس العمل خانم ها در مواقع مختلف:
شوهر دیر از سر کار میاد --- زن: معلوم نیست با کدوم دختری بوده
شوهر زود میاد --- زن: کار نمیکنه که
شوهر گرسنه است --- زن: کارد تو شکمت بخوره
شوهر سیر است --- زن: معلوم نیست با کی کوفت کرده ... ... ... ...
شوهر میره خونه مامانش --- زن: فقط به فکر مامانشه
شوهر میره خونه ی پدر زن --- زن: باز دوباره رفتی یه جا تلپ بشی
شوهر ماشین میخره --- زن: فقط بلده واسه این چیزا پول خرج کنه
شوهر ماشین نداره --- زن: گدای خسیس یه ماشین نمیخره
Hamtaraneh.com

از كجا بفهمیم؟؟؟؟
Hamtaraneh.com

کوتاه ولی عمیق..!


گاه می رویـم تا برسیـم‎
گاه می رویم تا برسیم
کجایش را نمی ‌دانیم
...فقط می‌ رویم تا برسیم
 

 
بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.
گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست.
باید دید، شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند.
...باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده

 
 

 
گاه رسیده ای و نمی‌ دانی
و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای
مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است
که گاهی هیچ روی نمی دهد
!و گاهی می شود بدون آنكه خواسته باشی

 
 

 
!پدرم می گفت تصمیم نگیر
و اگر گرفتی آغاز را به تأخیر انداختن، نرسیدن است
اما گاهی آغاز نکردنِ یک مسیر بهترین راه رسیدن است

 
 

 
گاه حتی لازم است بعد از نمازت بنشینی و فکر کنی،
ببینی كه ورای باورهایت چیست؟
ترس یا اشتیاق یا حقیقت؟

 
 

 
گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی و غذا بدهی؛
ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟

 
 

 
یا پای کامپیوترت نباشی، گوگل و یاهو و فلان را بی‌خیال شوی
با خانواده ات دور هم بنشینید، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و
...ببینی زندگی فقط همین صفحه نمایش و فضای مجازی نیست

 
 

 
شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی
در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟

 
 

 
لازم است گاهی عیسی باشی
ایوب باشی
و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آیی و
:از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و با خود بگویی
...سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم
آیا ارزشش را داشت؟

 
 

 
سپس کم کم یاد می ‌گیری
که حتی نور خورشید هم سوزاننده است اگر زیاد آفتاب بگیری
می آموزی كه باید در باغ خود گل پرورش دهی
نه آنكه منتظر کسی باشی تا برایت گلی بیاورد.
یاد می ‌گیری که می‌ توانی تحمل کنی که در خداحافظی محکم باشی
و یاد می گیری که بیش از آنكه تصور می كردی خودت و عمرت ارزش دارد