سلام

 سلام

گریم میاد پیسیم خرابه

درست شد آپ میکنم....

بای تا های

بخون یاد بگیر ...

 

Answer the phone by LEFT ear                      

برای صحبت با موبایل از گوش چپ استفاده کن

 

 

Do not drink coffee TWICE a day

روزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید.

 

Do not take pills with COOL water

قرص و داروها را با آب خیلی سرد تناول نکنید.

 

Do not have HUGE meals after 5pm

بعد از ساعت  5:00 از خوردن غذای چرب خوداری کنید.

 

 

Reduce the amount of TEA you consume

 

مصرف چای روزانه را کم کنید

 

 

Reduce the amount of OILY food you consume

از مقدار غذای چرب و اشباع شده با روغن در وعده های غذایی کم کنید

 

Drink more WATER in the morning, less at night

در صبح آب بيشتر و در شب آب كمتر بنوشيد.

 

 

 

Keep your distance from hand phone CHARGERS

از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری کنید.

 

 

 

Do not use headphones/earphone for LONG period of time

از سمعکهای تلفن ثابت و موبایل برای مدت طولانی استفاده نکنید.

 

 

 

Best sleeping time is from 10pm at night to 6am in the morning

بهترین زمان خواب از ساعت 10:00 شب تا ساعت 6:00 صبح است

 

 

 

Do not lie down immediately after taking medicine before sleeping

بعد ازخوردن دارو فورا" به خواب نروید.

 

 

 

When battery is down to the LAST grid/bar, do not answer the phone as the radiation is 1000 times

زمانیکه باتری موبایل ضعیف است با جایی تماس نگیرید و تماس کسی را جواب ندهید چون در این حالت امواجی که گوشی منتشر می کند 1000 برابر است.

 

چگونه مردم را به خود جذب کنیم!

 
چگونه مردم را به خود جذب کنیم

مقدمه:
شرط مي بندم شما هم كساني را مي شناسيد كه مثل آهن ربا مردم را به خود جذب مي كنند . دليل آن خوش قيافه ، پولدار يا زيرك بودن آنها نيست . كافي است چنين افرادي وارد محفلي ، نا آشنا شوند تا همه نگاه ها به سوي آنها بر گردد . اين نوع اشخاص با ورود به رستوران يا مجلس گفتگو توجه همه را جلب مي كنند و ديگران به طور غريزي احساس مي كنند آنها افرادي سرشناس اند .
اگر ايشان مجردند ، همه خواستار دوستي و برقراري ارتباطي نزديك با آنها هستند و اگر متأهل اند ، همسران شان از اين كه شريك زندگي آنها هستند ، به خود مي بالند . چنين افرادي اگر به چيزي نياز داشته باشند ، دوستان وفادارشان براي برآوردن خواسته شان به سختي تلاش مي كنند . ولي اندكي تأمل كنيد! آنها ، همان چيزهايي را دارند كه شما هم داريد ، شايد هم كم تر از آن.
پس رمز موفقيت شان در چيست ؟
اين همان پرسشي است كه پاسخ آن را در كتاب « چگونه مردم را به خود جذب كنيم » مي يابيد . آشنايي با روش هاي كوچك و آسان براي به دست آوردن موفقيت هاي بزرگ و دشوار ، به شما كمك خواهد كرد تا بتوانيد آنچه را مي خواهيد از هر كسي و در هر رابطه اي اعم از كار ، دوستي يا عشق ، به دست آوريد .
همه ما كمابيش با چنين روش هايي آشناييم. اما كساني در زندگي موفق ترند كه بيش از ديگران از اين شيوه ها استفاده كنند.
يكي از دوستان من به نام كارن در حرفه خود كه تزيين و مبلمان خانه هاست بسيار ماهر و مورد قبول است. همسر او نيز به همان اندازه در كار خودش كه ارتباطات است، شهرت قابل توجهي دارد. آنها دو پسر كوچك دارند.
در محيط كار همه مطيع كارن هستند و براي نظراتش ارزش قائلند. او در اين زمينه فردي سرشناس است.
با اين حال هميشه از اين مسئله شكايت دارد كه وقتي مي خواهد در مشكلات كاري همسرش به او كمك كند، يا وقتي درمسائل مربوط به مدرسه بچه هايش شركت كند، هيچ كس به حرف هاي او اعتنا نمي كند.
او يك بار از من پرسيد : « چه طور ميتوانم در يك جمع مورد توجه واقع شوم، طوري كه بتوانم نظر افرادي كه مرا نمي شناسند به خود جلب كنم يا حداقل آدم جالبي به نظر برسم؟ » روش هايي كه در اين بخش آمده ، به شما كمك مي كند تا به اين هدف دست يابيد . شما می توانيد با استفاده از اين روش ها درنظر هر كسی ، فردی خاص باشيد و در هر جمعی نظرها را به خود جلب كنيد، حتي اگر در آن جمع فردی بيگانه و ناآشنا باشيد.

بياييد از لبخند زدن شروع كنيم :
افراد موفق مي دانند يكی از قوی ترين سلاح ها لبخندشان است. به همين دليل كاری می كنند با اين شيوه بيشترين تأثير را بر بيننده بگذارند.
لبخندهاي كوتاه و مصنوعی، امروزه كاربرد چنداني ندارد و در هزارتوي دنيای امروز ديگر هيچ تأثيری را بر جای نمی گذارد. به رهبران بزرگ دنيا، كساني كه سخنرانی های اساسی ايراد مي كنند يا صاحبان شركت های معتبر و مشهور نگاه كنيد. هيچ يك از آنها را در حال لبخند زدن نمی بينيد. افراد با نفوذ و نامي نيز در همه طبقات اجتماعي اين چنين اند ، ولي وقتي خطوط لبخند بر چهره هاي شان نقش مي بندد آن قدر قدرتمند عمل مي كند كه دنيا را به لبخند زدن وا مي دارد .

لبخند اثر بخش :
وقتي مي خواهيد با كسي سلام و احول پرسي كنيد، ابتدا لبخند نزنيد، چون ارزش لبخندتان را از بين مي بريد. سعي كنيد لحظه اي به صورت او خيره شويد، سپس مكث كنيد، وضعيت روحي او را به طور كامل بررسي نماييد، آن گاه با لبخندي عميق، گرم و سرشار از توجه و علاقه به او نگاه كنيد. لبخندي كه چشمان تان را هم فرا گيرد .
اين لبخند مانند موجي گرم و گيرا مخاطب شما را دربر مي گيرد .
با اين تأخير كوتاه مخاطب شما احساس مي كند كه اين لبخند صادقانه و فقط متعلق به اوست.

زبان نگاه :
چشمان شما مانند مواد منفجره مي توانند احساسات مردم را به تكاپو و هيجان وا دارند. افراد موفق مي دانند كه نگاه هاي عميق و طولاني مي توانند بسيار مفيد باشند. بخصوص ميان دو جنس مخالف و در كارهاي اداري.
حتي زماني كه طرف مقابل از احساسات عاشقانه شما آگاه نيست زبان و نگاهي نيرومند مي تواند تأثيري عميق و نافذ بر زن و مرد بگذاريد. اين نوع نگاه توأم با ادراك و احترام، احساسات دروني شما را القاء خواهد كرد.

زبان نگاه ( براي زنان ) :
فكر كنيد چشمانتان با شيريني لذيذ و دلنشيني به چشمان مخاطب تان چسبيده است.
حتي بعد از پايان سخنانتان نيز به نگاه هايتان ادامه دهيد. اگر لازم است سويي ديگر را بنگريد، اين كار را به آهستگي و بدون جلب توجه انجام دهيد. آخرين چسبندگي هاي شيريني را آن قدر بكشيد تا سرانجام تمام شود.

زبان نگاه ( براي مردان ) :
هنگام حرف زدن با مردان از روش نگاه هاي پرنفوذ استفاده كنيد. ولي زماني كه مي خواهيد درباره مسائل شخصي صحبت كنيد از نگاه هاي كوتاه تري استفاده كنيد تا مخاطب تان احساس نكند مورد تهديد قرار گرفته يا منظور شما را به درستي درك نكرده است.
ولي در برخوردهاي روزمره، ارتباط چشمي خود را به تدريج افزايش دهيد و وقتي با زني همكلام شديد، از اين شيوه بيشتر استفاده كنيد.
اينك روش مهمي را مطرح مي كنيم كه باعث مي شود شما فرد پر منزلتي جلوه كنيد.

از دندان هاي خود بياويزيد :
افراد موفق در زندگي با اطمينان عمل مي كنند، با اعتماد به نفس حركت مي كنند، هميشه لبخندي توأم با غرور بر لب دارند و هيچ ترديدي به خود راه نمي دهند.
طرز رفتار شما نشان مي دهد كه شما مرد يا زني هستيد كه برجسته و ممتاز بودن عادت ذاتي شماست.
به اين روش تجسمي كه طرز سلوك شما را همچون فردي موفق آشكار مي سازد توجه كنيد. من آن را با اين عبارت مي خوانم: "با دندان هاي خود بياويزيد".
فرض كنيد، يك گيره آهنين كه در سيرك با دندان از آن آويزان مي شوند، به چهار چوب دري كه مي خواهيد از آن عبور كنيد آويخته باشند. آن را با دندان مي گيريد و در حالي كه محكم در ميان دندان هاي خود نگاه داشته ايد شما را به بالاترين نقطه مي رساند. وقتي از دندان هاي خود آويزان باشيد، همه عضلات شما در بهترين حالت خود كشيده مي شوند.
حالا آماده ايد تا مردم را در جايي كه مي خواهيد به خود جذب كنيد يا كارهاي روزانه خود را انجام دهيد يا آن جا كه تنها فرد مهمي به نظر برسيد، فرود بياييد.

تكيه گاه بچه هاي بزرگ باشيد :
نخستين واكنش شما در برابر فردي كه براي اولين بار او را ملاقات مي كنيد، ذهنيتي به وجود مي آورد كه تمامي روابط شما در آن شكل مي گيرد. اگر از كسي كه تازه با او آشنا شده ايد چيزي مي خواهيد، بايد به او ثابت كنيد كه خاص بودنش رادرك مي كنيد.
شيوه اي كه در اين جا به آن اشاره مي كنيم، به شما قدرتي مي بخشد تا بتوانيد هر چه را از ديگران مي خواهيد، به سادگي به دست آوريد. من اين روش را تكيه گاه بچه هاي بزرگ مي نامم.
اين نقطه اتكا را در اختيار هر كسي كه ملاقات مي كنيد قرار دهيد. درست در لحظه اي كه به شخص جديدي معرفي مي شويد به او پاداش دهيد. همان لبخند گرمي را كه به بچه بازيگوشي كه از روي پاهاي شما جست و خيز مي كند مي زنيد و همان توجهي را كه نسبت به او داريد، در مورد آشناي جديد خود دلنشين دهان بي دندان بچه را از او تحويل بگيريد. وقتي فرد جديد، بتواند كاملاً به شما تكيه كند، يعني شما خاص بودن او را درك كرده ايد!

دوست قديمي سلام :
وقتي با كسي برخورد مي كنيد، تصور كنيد دوست قديمي شماست و ازاين كه فراز و نشيب زندگي، شما رامدت ها از هم دور كرده ناراحت بوده ايد. ولي حالا خدا را شكر مي كنيد كه اين ديدار سبب شده تا به دوست خود برسيد! تجسم اين تجربه لذتبخش، زنجيره اي از واكنش هاي مطلوب را درشما ايجادمي كند. از باز شدن ناخودآگاه گره ابروها گرفته تا حالت قرار گرفتن انگشت هاي پا و يا هر چيزي كه سبب بروز عكس العمل مي شود.
اگر مي خواهيد مردم به شما علاقه مند شوند، بايد به آنها نشان دهيد چه قدر دوستشان داريد! وقتي به دوستي قديمي مي رسيم، بدون كمترين تأملي، سرشار از گرمي و محبت با او روبه رو مي شويم، ناخودآگاه خنده بر لب هايمان مي نشيند، حلوتر مي رويم، نگاه هايمان مهربان و دوستانه مي شود و سرانجام براي در آغوش گرفتنش به سويش مي شتابيم. ولي اغلب وقتي با فردي نا آشنا روبه رو مي شويم، با خجالت يا بي تفاوتي، احساس ناخوشايندي را به او منتقل مي كنيم كه باعث سردي رابطه مي شود.
به اين شيوه تجسمي توجه كنید. با بكارگيري اين روش مطمئناً در نخستين ملاقات با هر كسي، برخورد گرمي را با او خواهيد داشت.

اينك روش هايي را كه به شما كمك مي كنند تا بتوانيد درنظر همه جلب توجه و خوش برخورد جلوه كنيد را ياد گرفته ايد ، ولي كار هنوز تمام نشده است . علاوه براين كه مي خواهيد مورد علاقه و اقع شويد، بايد مورد اعتماد، باهوش و داراي اعتماد به نفس باشيد.
سه شيوه بعدي به شما كمك مي كنند تا به اين اهداف دست يابيد.

حركات حاكي از بي قراري بروز ندهيد :
در برخورد با ديگران ، اگر مي خواهيد مورد اعتماد واقع شويد، همه حركات ناشيانه و غير ضروري خود را سركوب كنيد. حركات حاكي از بي قراري، اين احساس را درمخاطب شما ايجاد مي كند كه در جايي مرتكب اشتباه شده ايد يا دروغ مي گوييد.
اين شيوه شما را ياري مي دهد تا كاملاً قابل قبول و مورد اعتماد به نظر برسيد.

حركات غير ضروري را حذف كنيد :
وقتي با كسي صحبت مي كنيد به خارش بيني تان كه مي خارد، وزوز گوش تان كه صدا ميكند يا درد پاي تان، توجهي نكنيد. وول نزنيد، به خود نپيچيد، و يا جايي از بدن تان را نخارانيد.
از همه مهم تر اين كه دست هاي خود را از صورت تان دور نگاه داريد. حركات دست در نزديکي صورت و حركاتي ازاين قبيل موجب مي شود شنونده در صحت حرف هاي شما ترديد كند.
نيازي نيست كه زبان اشارات را به طور كامل بياموزيد. شما از طريق كسب تجربه و گذر زمان با مهارت هاي رفتاري و ديداري آشنا خواهيد شد. اغلب مردم مي دانند اگر مخاطب بي توجهي كند يا جاي ديگري را نگاه كند، به اين معني است كه حرف هاي گوينده برايش جالب نيست. وقتي مخاطب قادر به تحمل حضور شما نباشد، با دست كشيدن به پشت گردن خود واكنش نشان خواهد داد. وقتي مخاطب به شما احساس برتري كند، با دست هايش بازي خواهد كرد.
پس ياد بگيريد هر وقت مخاطب تان خسته شد و شروع به بروز عكس العمل كرد ، بي درنگ كانال سكوت را انتخاب كنيد.

كانال سكوت را انتخاب كنيد :
اگر مي خواهيد در نظر مردم فردي باهوش جلوه كنيد، به دقت به آنها بنگريد، سعي كنيد احساس شان را درباره حرف هايي كه مي زنيد درك كنيد و پاسخ خود را مطابق با آن فراهم كنيد.
سعي كنيد هميشه در دو جهت سخن بگوييد: احساس خود را بيان كنيد در حالي كه مراقب واكنش مخاطب تان نيز هستيد. به اين ترتيب ، حركت بعدي خود را مطابق با آن طراحي كنيد و همه خواهند فهميد كه شما حواس تان جمع است و از هيچ چيزي غافل و بي خبر نيستيد و در نتيجه آدم باهوشي به نظر خواهيد رسيد.

همه چيز را قبلاً تجربه كنيد :
كارشناسان معتقدند اگر قبل از انجام كاري، رفتار خود را در ذهن مجسم كنيم، صداها را در ذهن خود بشنويم و نوع حركات را مرور كنيم، مي توانيم آن فعاليت را بسيار مؤثرتر انجام دهيم.
استفاده از قوه تخيل و تجسم در كارها، در انجام هر عملي مؤثر خواهد بود. از جمله در حرفه هاي ارتباطي.
به اين روش تجسمي كه در انجام همه فعاليت ها مؤثر است، توجه كنيد. اين روش را قبل از رفتن به مهماني ها، سمينارها يا جلسات مهم به كار ببنديد. همه آنچه را كه قرار است اتفاق بيفتد، قبلاًَ در ذهن خود مجسم كنيد.

:) اینم آبان ...

http://th03.deviantart.net/fs19/300W/f/2007/261/2/3/The_Zodiac_Project__Scorpio_by_emau757.png


 

مشخصات کلی متولدین آبان ماه:

قوی و قدرتمند ، مصمّم و با اراده پولادین ، ورزشکار ، هوشیار ، حسّاس و خجول ، در ظاهر آرام ولی در باطن خروشان ، انتقامجوی شدید ، پر انرژی ، واقعاْ کوشا ، عاشق ماورالطبیعه ، اهل معنویّات ، عاشق مسائل مرموز ، هر کاری را به پایان می رساند ، مشکوک و کنجکاو و تودار ، مجری بسیار خوب ، پایدار و با ثبات ، محقّق ورزیده ، کاشف و دانشمند ، علاقه مند به تفتیش عقاید ، فکر سایرین را می خواند ، دارای روح قوی ، واقعاْ امیدوار ، فرمانده و سیاستمدار ، مقاوم و پر تحمّل ، فنا ناپذیر ، عدّه کمی را وارد زندگی خود می کند ، عاشق تولّد مجدّد ، دارای اهداف عالی ، بلند پرواز ، علاقه‌مند به روانکاوی و روانشناسی ، پر شور و حرارت ، پدری فداکار ، عاشق نصیحت کردن دیگران ، دارای افکار تخیّلی و ایده آل ، زیبا ، حسود ، موقع شناس ، جاه طلب ، خشن ، قابل اعتماد ، متنفّر از دروغ ، با وقار ، منطقی ، ماجراجو ، عاشق اسرار حیات و جهان ، با اعتماد به نفس ، شجاع و دلیر ، کمال گرا ، اهل معنویّات و واقعاْ قاطعانه عمل می کند .


 


 

مرد متولد آبان

تیز هوش، با اراده، خواستار هدفهای بزرگ، پدری دلسوز و مهربان، مواظب باشید که هرگز به مرد متولد این ماه دروغ نگوئید و احساسات او را جریحه دار نکنید و یا بر خلاف غرور مردانه او رفتار و گفتاری نداشته باشید زیرا که انتقام و عکس العمل خشمگینانه او بسیار سوزنده و خطرناک است.


 


 

زن متولد آبان

طناز و زیبا، خانه دار و گرم، حسود و انتقامجو، راز دار و خود دار، موقع شناس و گاه جاه طلب، جذاب و مغرور و با اعتماد به نفس، برای متولد این ماه اندکی علاقه و یا اندکی تنفر مفهوم ندارد یا عاشق است یا دشمن و در غیر اینصورت کاملا بی تفاوت و بی اعتناست.

 

 

:)

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسيار دردش آمد ...

 

 یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!

 

یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!

 

یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!

 

یک یوگيست به او گفت : این چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند!!!

 

یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایين انداخت!

 

یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!

 

یک  روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پيدا کند!

 

یک تقویت کننده  فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است!

 

یک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!

 

سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بيرون آورد...!

   

بهشت همینجاهاس ؟؟؟؟

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9687.aspx

 

 

به اینجا ها میگن بهشت ...

 

ادامه ....

ادامه نوشته

خیلی باحال بود ...

مردي در کنار ساحل دورافتاده اي قدم مي‌زد. مردي را در فاصله دور مي بيند که مدام خم مي‌شود و چيزي را از روي زمين بر مي‌دارد و توي اقيانوس پرت مي‌کند. نزديک تر مي شود، مي‌بيند مردي بومي صدفهايي را که به ساحل مي­افتد در آب مي‌اندازد.

 - صبح بخير رفيق، خيلي دلم مي­خواهد بدانم چه مي­کني؟

- اين صدفها را در داخل اقيانوس مي اندازم. الآن موقع مد درياست و اين صدف ها را به ساحل دريا آورده و اگر آنها را توي آب نيندازم از کمبود اکسيژن خواهند مرد.

- دوست من! حرف تو را مي فهمم ولي در اين ساحل هزاران صدف اين شکلي وجود دارد. تو که نمي‌تواني آنها را به آب برگرداني خيلي زياد هستند و تازه همين يک ساحل نيست. نمي بيني کار تو هيچ فرقي در اوضاع ايجاد نمي­کند؟

مرد بومي لبخندي زد و خم شد و دوباره صدفي برداشت و به داخل دريا انداخت و گفت:


"براي اين يکي اوضاع فرق کرد… !"

 

 


مايكل، راننده اتوبوس شهري، مثل هميشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسير هميشگي شروع به كار كرد. در چند ايستگاه اول همه چيز مثل معمول بود و تعدادي مسافر پياده مي شدند و چند نفر هم سوار مي شدند. در ايستگاه بعدي، يك مرد با هيكل بزرگ، قيافه اي خشن و رفتاري عجيب سوار شد..

او در حالي كه به مايكل زل زده بود گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» و رفت و نشست.

مايكل كه تقريباً ريز جثه بود و اساساً آدم ملايمي بود چيزي نگفت اما راضي هم نبود. روز بعد هم دوباره همين اتفاق افتاد و مرد هيكلي سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روي صندلي نشست و روز بعد و روز بعد...

اين اتفاق كه به كابوسي براي مايكل تبديل شده بود خيلي او را آزار مي داد. بعد از مدتي مايكل ديگر نمي تواست اين موضوع را تحمل كند و بايد با او برخورد مي كرد. اما چطوري از پس آن هيكل بر مي آمد؟ بنابراين در چند كلاس بدنسازي، كاراته و جودو و ... ثبت نام كرد. در پايان تابستان، مايكل به اندازه كافي آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پيدا كرده بود.

بنابراين روز بعدي كه مرد هيكلي سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!»

مايكل ايستاد، به او زل زد و فرياد زد: «براي چي؟»

مرد هيكلي با چهره اي متعجب و ترسان گفت: «تام هيكل كارت استفاده رايگان داره.»

پيش از اتخاذ هر اقدام و تلاشي براي حل مسائل، ابتدا مطمئن شويد كه آيا اصلاً مسئله اي وجود دارد يا خير!

  

عکس های جالب...

 

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9814.aspx

 

 

جالبه یه نگاه بهش بندازید ...

 

ادامه...

ادامه نوشته

تخم مرغ تقلبی…!!!

 

هااااااااااااااااااااااااا!! ؟؟

 

خوب دیگه چینی ها رو هممون خوب می شناسیم، گوشی تقلبی، کامپبوتر تقلبی، تلوزیون تفلبی… خلاصه تو ساخت جنس تقلبی استادن ولی این یکی دیگه نوبره، تخم مرغ تقلبی…!!! خلاصه از این به بعد مواظب باشید یک همچین تخم مرغی بهتون نندازن!!! در ادامه مراحل ساخت این تخم مرغ ها رو ببینید.

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9379.aspx

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9380.aspx

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9381.aspx

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9382.aspx

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9383.aspx

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9384.aspx

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9385.aspx

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9386.aspx

عکسهای روز ...

 
 
 عکس های زیبا در شات های بسته - Pixfa.net
 
 
عکساروووووووو ..
 
 
 
 
ادامشووو
ادامه نوشته

از قبل تا حال ....   زن نگیریداااااا

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/18/234324.jpg

داستان کوتاه...

 

گنجشک با خدا قهر بود

 

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .

 

فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:

 

می آید ؛ من تنها  گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که

 

دردهایش را در خود نگاه میدارد…

 

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

 

فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،

 

گنجشک هیچ نگفت و…

 

خدا لب به سخن گشود :  با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.


گنجشک گفت :
  لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.

 

تو همان را هم از من گرفتی.

 

این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟

 

و سنگینی بغضی راه کلامش بست…


سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

 

خدا گفت:  ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو

 

از کمین مار پر گشودی.


گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.

 

خدا گفت:  و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به

 

دشمنی ام برخاستی!

 

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.

 

ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد... 

 

دسته بندی زیبای انسانها از دید دکتر شریعتی!

دسته بندی زیبای انسانها از دید دکتر شریعتی!


 

دسته بندی زیبای انسانها از دید دکتر شریعتی!

ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و ...
 
دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است
 
دسته اول 
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند. 

دسته دوم 
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است. 

دسته سوم 
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم. 

دسته چهارم 
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند
شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
 

خاطره های بد را از یاد ببریم؟ ...

چگونه خاطره های بد را از یاد ببریم؟

 در تحقيقي که در دانشگاه کلـورادو انـجام گـرفت، مشخص شـد که افراد ميتوانند توانايي سرکوب خاطرات احسـاسي را در خـود ايجاد کنند. ايـن تحقـيق فـعاليـت مـغز را در افراد تحـت آزمـايش کـه براي سرکوب خاطرات مربوط بـه تصـاوير منـفي تعليم ديده بودند، مـي سنجـيد و دو مکـانيـزم را در
قسـمت جلـو مـغز نشـان داد. ايـن تحقـيـق مـي تـوانـد بـه متخصصين بـالينـي کـمک کنـد روش هـاي درماني جديدي براي آنها که قادر به سرکوب خاطرات ناراحت کننده خود نيستند و با بيماري هاي اختلالات استرس، ترس مفرط، افسردگي، اضطراب، و سندرم وسواس در ارتباط است، ابداع کنند.

محقق اين تحقيق مي گويد، "ما در اين تحقيق نشان مي دهيم که افراد مي توانند با تمرين برخي خاطرات خود را در يک زمان خاص سرکوب کنند. ما تصور مي کنيم به مکانيزم هاي عصبي آن دست يافته ايم و اميدواريم که اين يافته هاي جديد و تحقيقات آتي، به رويکردهاي درماني-دارويي جديدي در درمان انواع مختلفي از اختلالات احساسي ختم شود."

"طي مرحله تمريني اين تحقيق، از شرکت کننده ها خواسته شد 40 جفت مختلف تصوير را به ذهن بسپارند که هر جفت از يک صورت انساني و يک تصوير اخلال گر مثل يک تصادف اتومبيل، يک سرباز زخمي، يک صحنه قتل وحشيانه، يا صندلي الکتريکي ساخته شده بود."

بعد از به خاطر سپاري هر جفت، از شرکت کننده ها خواسته مي شد به طريقي خاص به عکسها نگاه کنند و از آنها MRI گرفته مي شد. او مي گويد، "فقط تصاوير صورت هاي انساني به آنها نشان داده مي شد و اين خودشان بودند که مي توانستند تصميم بگيرند به تصوير اخلال گر فکر کنند يا نکنند."

"اسکن هاي مغزي گرفته شده طي اين تحقيق نشان دهنده هماهنگي سرکوب حافظه اي بود که در قشر جلويي مغز ايجاد مي شود. تيم تحقيق کشف کرده است که دو قسمت خاص از قشر جلويي مغز، هيپوکامپ و آميگدالا، که در يادآوري هاي تصويري رمزگذازي حافظه و بازيابي، و بازده احساسي دخيل هستند، در کنار هم براي سرکوبي خاطرات کار مي کنند. اين نتايج نشان ميدهد که سرکوبي خاطرات، حداقل در افراد غير-روانپزشکي، تحت کنترل بخش جلويي مغز، اتفاق مي افتد."

اين تحقيق نشان داده است که شرکت کننده ها روي خاطرات احساسي خود خوب تسلط داشته اند. و با بستن يک قسمت خاص از آن خاطرات، کاملاً مي توانستند پروسه بازيابي برخي خاطرات خاص را متوقف کنند. محققان تصور مي کنند که سرکوب کردن خاطرات مي تواند يک ويژگي کاملاً مثبت باشد.

خاطرنشان مي کنند که، "مشخص نيست که يک خاطره احساسي بسيار آسيب زا مثل يک تصاوف شديد، تا چه حد خود را در مغز انسان نشان مي دهد. مواردي هم وجود دارد که ممکن است فرد براي سرکوب کردن يک خاطره خاص، نياز به هزاران بار تمرين دارد."

"بحث خاطرات سرکوفته که روانشناس معروف دکتر سيگموند فرويد نيز روي آن کار کرده است، بحثي بسيار جدال انگيز است. امروزه بحث زيادي در اين مورد وجود دارد که آيا مي توان خاطرات سرکوفته را براي خاطرات خنثي شده استفاده کنيم يا نه."

"تصور مي کنم که مهمترين مسئله دراين زمينه اين است که افراد مکانيزم هاي عصبي مشخصي دارند که به دانشمندان اين امکان را مي دهد رويکردهاي درماني-دارويي جديدي براي آندسته از افراديکه از احتلالات احساسي رنج مي برند، کشف کنند."

گفتگو با خدا !

گفتگو با خدا !

 

ديشب خوابي ديدم. خواب ديدم كه با خداوند گفت و گويي دارم.
خداوند پرسيد: پس ميخواهي با من گفت و گويي داشته باشي؟
گفتم آري، اگر وقت داشته باشي.
خداوند لبخندي زد و سپس گفت من به اندازه ابديت وقت دارم.
هرچه ميخواهد دل تنگت بگو...!
پرسيدم چه چيز آدم ها تو را به شگفتي مي اندازد؟
خداوند پاسخ داد: اين چيزها:
آن ها از كودكي خويش ملول ميشوند
براي بزرگ شدن شتاب مي كنند
بزرگ ميشوند
آنگاه دوست دارند به كودكي بر گردند!
آن ها براي به دست آوردن ثروت سلامت خويش را مي بازند،
ثروت را به دست مي آورند،
آنگاه آن را در راه به دست آوردن سلامت خويش خرج ميكنند!
آن ها بيتاب آينده اند،
لحظه حال را فراموش ميكنند، و بدين سان
نه در حال زندگي ميكنند و نه در آينده!
آن ها چنان زندگي ميكنند كه گويي هرگز نخواهند مرد،
و چنان مي ميرند كه گويي هرگز به دنيا نيامده اند!
آنگاه دستان گرم خداوند دستانم را گرفتند و ما هردو لحظاتي سكوت كرديم.
پرسيدم ما مردم عيال توييم اي خدا!
دوست داري ما بيش تر ياد آور چه چيزهايي باشيم؟
خداوند گفت:

اين چيزها:
شما نمي توانيد كسي را واداريد كه دوست تان داشته باشد
شما فقط ميتوانيد خود را دوست داشتني كنيد.
خوب نيست وضع خودتان را با وضع ديگران قياس كنيد
بخشش را با بخشيدن ميتوان آموخت.
ممكن است در مدت چند ثانيه؛
در دل كساني كه دوست شان مي داريد زخمي عميق ايجاد كنيد،
اما شفا دادن آن زخم سال ها طول خواهد كشيد.
دارا كسي نيست كه مال فراواني دارد،
بلكه كسي هست كه نياز كم تري دارد.
هميشه هستند كساني كه شما را دوست دارند،
اما نمي دانند چگونه عشق شان را ابراز كنند!
ممكن است دو نفر به يك چيز نگاه كنند،
اما آن چيز را متفاوت ببينند.
بخشيدن يكديگر كافي نيست
شما بايد خود را نيز ببخشيد.
گفتم متشكرم خدا!
آيا چيزي هست كه دوست داشته باشي آن را هميشه به ياد داشته باشيم؟
خداوند دوباره لبخندي زد و گفت:
" دوست دارم بدانيد كه من هستم،
و هميشه خواهم بود"

(اشو)

انرژی مثبت در صحبت کردن....

انرژی مثبت در صحبت کردن

 

http://www.pourali.net/PIX/people-attract-each-other.jpg
 

 

نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.


بگوییم ….

 

ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون “”"”"”"”"”" نگوییم ببخشید مزاحمتون شدم

 

طول میکشه تا یاد بگیری “”"”"”"”"”"”" نگوییم هیچ وقت یاد نمیگیری

 

مسئله دارم “”"”"”"”"” نگوییم مشکل دارم

 

مسئله رو خودم حل میکنم “”"”"”"”"”"”" نگوییم مسئله به تو ربطی نداره

 

شاد و پر انرژی باشید “”"”"”"”"”" نگوییم خسته نباشید

 

این کار را بعدا انجام میدهم “”"”"”"”"” نگوییم دچار یاس شدم

 

صد در صد خواهد شد “”"”"”"”"”" نگوییم ای کاش میشد

 

ان شا الله حتما موفق میشوی “”"”"”"”"”" نگوییم ان شا الله موفق میشوی

 

عالی هستم “”"”"”"”"”"”" نگوییم خوب هستم

 

اولین قانون طبیعت این است كه تو از هر چه هراس داشته باشی همان را به طرف خودت جلب می كنی.

 

هیجان قدرتی دارد كه جذب میكند .تو از هر چه شدیدا بترسی آن را تجربه خواهی كرد .

 

مثلا حیوان فورا متوجه میشود كه تو از او وحشت داری. هیچكدام از این ها تصادفی اتفاق نمی افتد . تصادفی در عالم هستی وجود ندارد. هیجان انرژی در حركت است. وقتی تو انرژی را جا به جا می كنی انرژی ایجاد میكنی. اگر به اندازه كافی انرژی جا به جا كنی ماده به وجود می آوری .

 

ماده انرژی متراكم است كه جا به جا شده و به آن فشار وارد شده است.

 

فكر انرژی خالص است .

 

هر فكری كه تو اكنون داری یا قبلا داشتی یا در آینده خواهی داشت خلاق است.

 

انرژی حاصل از فكر هرگز نمی میرد .این انرژی از فكر تو و ذهن تو وارد عالم هستی می شود و برای ابد ادامه پیدا می كند. همه افكار به هم مربوط هستند. افكار با هم تلاقی پیدا می كنند.

 

در مسیر اعجاب انگیزی از انرژی با هم تقاطع پیدا می كنند و نقش بدیع و زیبایی از پیچیدگیهای غیر قابل باور به وجود می آورند . همات طور كه دو چیز مشابه همدیگر را جذب می كنند دو انرژی مشابه هم یكدیگر را جذب می كنند .و توده ای از انرژی مشابه به وجود می آورند.

 

بنابراین حتی افراد معمولی اگر فكرشان(دعا. امید. آرزو . .رویا .ترس) به اندازه كافی قوی باشد میتوانند نتایج شگفت انگیزی را به وجود آورند.

 

زندگی نمیتواند به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد جز آن طریقی كه تو تصور میكنی خودش را نشان خواهد داد .تو با فكر كردن خلق می كنی.

 

پس همیشه به بهترینها فكر كن

یادت نره ...

حسادت به درآمد دیگران خوشبختی را از بین می برد

تا به حال به این فکر کرده اید که چقدر پول و اعتماد به نفس با هم مرتبط هستند؟
خیلی از اضطراب های درون فردی و مشکلات اجتماعی ما حول این مسئله می چرخد که پول مقیاس عدالت، مساوات و ارزش های انسانی است.
این مقاله را هفته گذشته در مجله “Naked Econimist” خواندم و این قسمت آن خیلی تاثیرگذار بود:
گروهی از تحقیقات اقتصادی نشان می دهند که حس سلامتی ما بیشتر با ثروت نسبی ما تعیین می شود تا ثروت واقعیمان.
به عبارت دیگر، ما به این توجه نمی کنیم که واقعاً چقدر پول داریم، بلکه بیشتر پولمان را نسبت به سایرین می سنجیم. در یک تحقیق بسیار جالب، رابرت فرانک اقتصاددان به اثبات رساند که اکثریت امریکایی ها ترجیح می دهند که 100،000 دلار پول در بیاورند درحالیکه سایرین 85،000 دلار کسب می کنند تا 110،000 دلار درمقابل 200،000 دلاری که بقیه درمی آورند.
کمی در این باره فکر کنید: مردم ترجیح می دهند چیزهای کمتری داشته باشند به شرطی که اموالشان از همسایه بیشتر باشد.
نکته اینجاست که یک ملت با یک کیک کوچک که بتوان آنرا عادلانه تر تقسیم کرد خوشحال تر هستند تا یک کیک بزرگ که نمی توان آن را عادلانه بین همه تقسیم کرد.
اما چرا ما اینقدر دوست داریم خودمان را در مقابل دیگران بسنجیم؟
مسئله این نیست که یک خانواده در فقر و بدبختی غوطه بخورد و دیگری ثروتی وافر داشته باشد. مسئله ناراحت بودن به خاطر این است که مثلاً پارکینگ خانه دخترخاله تان سه ماشین جا دارد اما پارکینگ شما فقط دو ماشین می گیرد و اگر مال او یک ماشینه بود شما خیلی خوشحال تر بودید.
چرا ما برخلاف نفع شخصی خودمان عمل می کنیم؟ آیا این طبیعت انسان است؟ یا وضعیت باعث شده اینطور رفتار کنیم؟
این طرز فکر برخلاف نفع شخصی خودمان عمل می کند چون ریشه همه امیال مادی ما، میل احساسی به خوشبخت بودن است. اگر ثروت کس دیگری مانع خوشحال بودن شماست، شما سلامت خودتان را کنترل نمی کنید، این آنها هستند که اینکار را می کنند. و تازمانیکه طرز تفکر خودتان را تغییر ندهید، زندگی فلاکت بار خواهید داشت.
می بینید، این تحقیق به خاطر ما می آورد که ما کمتر به آنچه که داریم و آنچه که انجام می دهیم توجه داریم تا آنچه که دیگران دارند و آنچه که آنها انجام می دهند. این مسئله بغرنج ایجاد ناراحتی و احساسات منفی می کند و ما را برده خود می کند.
چطور می توانید وقتی خوشبختیتان در گرو این است که بیشتر از دیگران داشته باشید، آزاد باشید؟
آنچه بیشتر از این سیستم ارزش گذاری من را اذیت می کند،، اصلاح ضمنی آن است؛ از آنجا که پسر خاله ام و همسرش یک ماشین آنچنانی و یک خانه 1000 متری دارند، من باید از طریق دولت کاری بکنم که مطمئن بشوم آنها به اموال خود نمی رسند تا احساس بدی نسبت به خودم پیدا نکنم.
کمی به احمقانه بودن این جمله فکر کنید...
من می خواهم که دیگران کمتر از من ثروت اندوزی کنند. ثروت آنها من را ناراحت می کند و به همین خاطر اگر کسی این وضعیت را درست نکند، بیرون می روم و یک کار ضد اجتماعی می کنم.
خیلی ساده تر نخواهد بود اگر دست از حسادت به آنها بردارم و یاد بگیرم که چطور چنین ثروتی کسب کرده اند؟ آنوقت شاید من هم بتوانم مثل آنها پول دربیاورم.
فقط زمانی می توانید از آنچه که برایتان اتفاق می افتد شاد بوده و لذت ببرید که یاد بگیرید برای آنچه که دارید شکرگذار باشید.
وقتی درمورد این تحقیق با گروه های مختلف صحبت کردم، موضوع آن موجب ناراحتی آنها شد. هیچکس دوست ندارد بفهمد که احساساتی مثل طمع و حسادت در او وجود دارد. اما ما لازم است که این را بفهمیم. در ایالات متحده تقریباً همه حداقل دارایی لازم برای زندگی را دارند و فرای آن دیگر نیاز احساسی است.
من متوجه شده ام که وقتی به پاداشی که یک نفر از کار می گیرد یا خانه جدیدی که می خرد حسادت می کنم، رفتارم واقعاً بچگانه است.
به همین دلیل تصمیم گرفتم که دیگر خودم را براساس میزان درآمدم درمقایسه با همسایه ها و دوستانم نسنجم. می دانم که برای رسیدن به اهدافم به چه میزان پول نیاز دارم و آن هدف در مغزم حک شده است. خیلی ها بیشتر از آنچه من دارم پول دارند، خیلی ها هم کمتر از آن و این اصلاً من را اذیت نمی کند.
می دانم که فقط خودم هستم که می توانم جلوی درآوردن آن مقدار پول که برای رسیدن به اهدافم نیاز دارم را بگیرم.
و می دانید....الان خیلی شادتر از گذشته زندگی می کنم.

داستان کوتاه...

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
 

EDGAR ALLAN POE

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥


http://ny-image1.etsy.com/il_430xN.62711489.jpg

 

EDGAR ALLAN POE, POEM, BLACK CROW, RAVEN, LOVE, RED HEARTS


 

ادگار آلن پو

 

                 
اِدگارآلِن پواو متولد سال  ۱۸۰۹ و درگذشته به سال ۱۸۴۹ میلادی است.  او نویسنده داستان‌های کوتاه، شاعر، نقاد و ویراستار آمریکایی است که عمده شهرتش به خاطر توسعه ‌بخشیدن به سبک‌های ادبی ژانر وحشت و فانتزی می‌باشد. فضای ترسناک و درون‌ مایهٔ گوتیک حاکم بر آثار او، در ادبیات داستانی آمریکا بی‌همتایند. پو از پیشروان داستان‌های پلیسی مدرن محسوب می‌شود و بسیاری از آثار او شهرت جهانی دارند

 

Annabel Lee

It was many and many a year ago,
In a kingdom by the sea,
That a maiden there lived whom you may know
By the name of Annabel Lee.
And this maiden she lived with no other thought
Than to love and be loved by me.

I was a child and she was a child
In this kingdom by the sea:
♥But we loved with a love that was more than love♥
I and my Annabel Lee,
With a love that the wingèd seraphs of heaven
coveted her and me.

And this was the reason that, long ago,
In this kingdom by the sea,
A wind blew out of a cloud, chilling
My beautiful Annabel Lee,
So that her high-born kinsmen came
And bore her away from me,
To shut her up in a sepulchre
In this kingdom by the sea.

The angels, not half so happy in heaven,
Went envying her and me—
Yes! that was the reason (as all men know,
In this kingdom by the sea)
That the wind came out of the cloud one night,
Chilling and killing my Annabel Lee.

But our love it was stronger by far than the love
Of those who were older than we—
Of many far wiser than we—
And neither the angels in heaven above,
Nor the demons down under the sea,
Can ever dissever my soul from the soul
Of the beautiful Annabel Lee:

For the moon never beams without bringing me dreams
Of the beautiful Annabel Lee;
And the stars never rise, but I feel the bright eyes
Of the beautiful Annabel Lee;
And so, all the night-tide, I lie down by the side
Of my darling—my darling—my life and my bride,
In the sepulchre there by the sea,
In her tomb by the sounding sea.


آنابل لي
ادگار آلن پو



سالها پيش از اين
در سرزميني پادشاهي از گستره دريا
دوشيزه اي زندگي مي كرد
كه شايد
با نام آنابل لي بشناسي اش ،
و او تنها با اين خيال مي زيست:
(‌دوستم بدارد
و دوستش داشته باشم!‌)
كودكي بودم و
كودكي بود
، در اين پادشاهي دريايي ، اما
من وآنابل لي
يكديگر را دوست داشتيم
با چيزي بيش از عشق!
با عشقي چنان
كه فرشتگان ، نالان ،
به آن رشك مي بردند!
وچنين شد
كه در سالياني دور
در اين پادشاهي دريايي
بادي وزيد، ابرخيز!
و آنابل لي زيبايم لرزيد،
آنگاه خويشاوند نجيب زاده اش آمد و
محبوس در گوري
از من جدايش كرد
در اين پادشاهي دريايي!

فرشتگان بهشتي
چندان دلخوش نبودند
- كه رشك مي بردند به ما! -
و اين گونه شد
( چنان كه همه مي دانند در اين پادشاهي دريايي )
بادي بر آمد از ابر شب
و آنابل لي مرا لرزاند و
كشت!

اما
عشق ما
بسيار قوي تر از عشق بزرگترها بود و
عشق باهوشترها!
نه فرشتگان بهشت اعلا
نه شياطين اعماق دريا
هيچ يك را
توان جدا كردنمان نبود!
توان جدا كردن روح من
از روح آنابل لي زيبايم!

چون:
ماهتاب بر نمي آمد
مگر آنكه برايم بياورد
روياي آنابل لي زيبا را !
ستارگان نمي درخشيدند
مگر آنكه به يادم آرند
چشمان آنابل لي زيبا را!

واين چنين در ميانه جذر و مد شبانه
پهلو به پهلوي دلدارم
دراز مي كشم...
دلدارم ،
زندگي ام ،
عروسم!
در مقبره روياييش...
در گورش!





http://homepages.ius.edu/MELLIS/EAP%20II.jpg
 

EDGAR ALLAN POE (1809 - 1849)


 

رویایی در خواب

 


 
 

 اثري از ادگار آلن پو

بوسه صادقانه مرا بر پیشانی ات بپذیر

              تا من به یقین برسم كه تو وجود داری،

             دروغ نیستی! فریب نیستی

  من در میان دریایی ایستاده ام

               و شن های ریز طلایی ساحل را درون دستانم گرفته ام.

ببین چگونه از لای انگشتان مرتعش و فشرده ام می لغزند،

                        و به دریا فرو می ریزند!

مشت هایم را سخت تر می فشارم

              تا شاید بتوانم شن ها را درون دستانم نگاه دارم.

اما افسوس كه هر چه سخت تر می فشارم،

             شن ها به سرعت و پوزخند زنان از لای انگشتانم فرو می ریزند

و من اشكی چند از

            دیدگان فرو می ریزم!

 آه خدایا،

    چرا من نمی توانم آن ها را در آغوشم بفشارم.

خدایا آیا من نمی توانم حتی دانه ای ریز از این شن ها را از دست امواج بی رحم دریا نجات بخشم !؟ آه

خدایا، آیا عشق را نیز نمی توان هیچ گاه در دستان خویش نگه داشت!

 آیا تمام چیزهایی كه ما می بینیم،

                  یا می پنداریم كه می بینیم!                                      چیزی نیست جز رویایی در خواب ؟؟


Poe signature

 

A Dream Within A Dream

                            Take this kiss upon the brow!
And, in parting from you now,
Thus much let me avow-
You are not wrong, who deem
That my days have been a dream;
Yet if hope has flown away
In a night, or in a day,
In a vision, or in none,
Is it therefore the less gone?
All that we see or seem
Is but a dream within a dream.

I stand amid the roar
Of a surf-tormented shore,
And I hold within my hand
Grains of the golden sand-
How few! yet how they creep
Through my fingers to the deep,
While I weep- while I weep!
O God! can I not grasp
Them with a tighter clasp?
O God! can I not save
One from the pitiless wave?
Is all that we see or seem
But a dream within a dream?

Edgar Allan Poe


Poe signature